معرفی کتاب:مبادی سواد بصری

سواد-بصری

مقدمه کتاب مبادی سواد بصری

نویسنده:دونیس ا.داندیس
مترجم:مسعود سپهر

با ساخته شدن حروف برای صنعت چاپ، سواد خواندن و نوشتن عمومیت یافت.اختراع دوربین عکاسی و استفاده روز افزون از وسایل مشابه،نظیر دوربین فیلمبرداری و کاربرد آن در تلویزیون و سینما در عصر کنونی،آموزش بصری یا به عبارت دیگر،فراگیری سواد بصری را ضرورت می بخشد؛ضرورتی که از مدت ها پیش می بایست احساس شده باشد،ولی متاسفانه بدان توجه شایانی نشده است.طراحی و تولید آثار تلویزیونی،سینمایی و نظیر آن در واقع ادامه و نتیجه تکامل همان طراحی و تولید در جوامع اولیه است،با این تفاوت که در آن جوامع طراحی و تولید جزو توانایی های طبیعی همه مردم محسوب می شد،ولی اکنون اکثریت مردم هیچ گونه نقش فعالی در این زمینه ندارند و این امور بر عهده گروهی متخصص گذاشته شده است.

در عصر تکنولوژی،معنای هنر و همچنین شکل و کار ویژه آن به طور کلی بیان و ارتباط بصری تغییر زیادی کرده است،ولی بسیاری از مفاهیم زیباشناسی در هنر همچنین به صورت گذشته باقی مانده و دستخوش تغییری متناسب با تحولات قرن اخیر نشده است؛حال آنکه خصوصیات هنرهای بصری و نحوه ارتباط آن با جامعه و نظام آموزشی امروز به طرز شگفت انگیزی دگرگون شده است.یکی از مهم ترین مفاهیم سنتی زیباشناسی،که انتقاد ما متوجه آن است،مفهومی است که بر اساس آن موثرترین عامل برای فهم یا شکل دادن به پیام تصویری یا بصری،در کلیه سطوح،نیروی کشف و شهود یا الهام گرفتن شناخته شده است؛به عبارت دیگر،تعقل و تفکر آگاهانه در این زمینه نقش چندان مهمی ندارد.

درست است که عمل سازنده یا خالق اثر بصری،و نیز بیننده،تا حدی با تعابیر ذهنی و احساسی آمیخته است،لکن این بدان معنا نیست که ارزش و اهمیت هوشمندی و آگاهی را نسبت به ایجاد و فهم تصویر به یکباره کنار بگذاریم.این نوع بیان،در هر حال محصول نوعی آگاهی انسانی است،ولی این نوع آگاهی به علت پیچیدگی و بغرنجی خاص،هنوز به درستی شناخته نشده است.سعی این کتاب بر این است که پاره ای از خصوصیات اصلی این نوع آگاهی را،که می توان آگاهی یا هوش بصری نامید،روشن کند و برای این منظور به بحث در این مطالب می پردازد:آزمودن و بررسی عناصر اولیه بصری،امکانات و برنامه های ممکن در فنون یا تکنیک های بصری،مفاهیم فیزیولوژی و روان شناسی در ترکیب بندی یا کمپوزیسیون هنرمندانه،و بالاخره تعریف اجمالی یکایک وسایل ارتباطی و هنرهایی که تحت عنوان هنرهای بصری قرار می گیرند.این کار آغاز پژوهش و تجزیه و تحلیل استدلالی است که یادگیری نحوه استفاده از آن برای گسترش فهم ما و استفاده از بیان بصری لازم است.

هدف این کتاب یافتن راه حل های ساده یا مطلق برای مسلط شدن به زبان تصویری نیست،بلکه دلیل اصلی این بررسی،ارائه شیوه های متنوعی از ترکیب بندی(کمپوزیسیون) در و امکان به وجود آوردن ساخت های بصری مختلف مورد قبول است.نظریه و عمل،تعریف و تمرین،در سراسر کتاب دوش به دوش در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.و این کار برای یافتن روشی که بتواند به جهت تازه ای در ارتباطات دست یابد ضروری است.این جهت تازه در ارتباطات،سرانجام،مانند خواندن و نوشتن،موجب توسعه وسایل تاثیر و تاثر متقابل میان افراد انسان خواهد شد.زبان وسیله ارتباط است و استفاده از آن برای انسان طبیعی است.شکل اولیه و ناب زبان سمعی بوده و به تدریج سواد،که عبارت است از توانایی خواندن و نوشتن،تکامل یافته است؛ساختن ابزار ساده یا فرآورده های صنایع دستی،طرح یک نشانه یا سمبل،و بالاخره تصویر سازی و نقاشی ،باید در جریانی تکاملی شبیه به تکامل زبان قرار گیرد،و طی آن استعدادهای بشری به کار گرفته شود.در مورد آخر،یعنی تصویر سازی یا نقاشی،گفتن این نکته لازم است که این هنر زمانی صرفا به هنرمندان تعلیم دیده و با استعداد خاصی تعلق داشت؛ولی اکنون،به کمک امکانات باور نکردنی دستگاه عکاسی ،هر فرد علاقه مند می تواند با یادگیری پاره ای قواعد فنی بدین کار بپردازد.به سواد خواندن و نوشتن کلام اشاره شد؛ولی در اینجا می خواهیم از سواد بصری صحبت کنیم؛یعنی توانایی به وجود آوردن و فهمیدن تصاویر.

بازنویسی یا شبیه سازی محیط خارج به کمک دستگاه عکاسی به تنهایی نمی تواند یک بیان هنری خوب باشد.برای آنکه بتوان نیروی بالقوه و حیرت آور دستگاه عکاسی را واقعا در اختیار گرفت،باید با قواعد مربوط به ساختن تصویر یا،به عبارت دیگر،قواعد بصری آشنا شد.این قواعد در به وجود آوردن تصاویر تقریبا همان نقشی را ایفا می کنند که صرف و نحو در ساختن جملات؛و اختراع دوربین عکاسی برای رشد سواد بصری دارای همان اهمیتی است که ابداع چاپی برای سوادآموزان زبان داشت.”طی قرون سیزدهم تا شانزدهم میلادی به تدریج جای کلمات در جمله از نظر دستوری اهمیتی بیش از صرف کلمات به تنهایی یافت.در شکل بندی کلمات نیز همین گرایش به وجود آمد.

پس از ابداع چاپ این دو گرایش شتاب بیشتر یافت و جنبه بصری یا نوشتاری ساخت جملات از جنبه سمعی یا شنیداری آن مهم تر گردید”.کسی که اجزای اولیه زیبان نوشتاری،یعنی حروف،کلمات،شیوه املایی،صرف و نحو را فرا گرفته باشد،از نظر زبان کلامی باسواد محسوب می شود.و می دانیم کسی که از نظر سواد به درجه استادی رسیده باشد می تواند از امکانات نامحدود و بسیار متنوع کلام برای بیان افکار و احساسات خود استفاده کند.زمانی که همین مهارت در حیطه اختیار کامل فردی در آید،او می تواند در استفاده از آن و برقرار ساختن ارتباط به وسیله کلام،از خود خلاقیت نشان دهد و تا آن جا پیشرفت کند که بتواند یک سبک ادبی خاص برای خود به وجود آورد.ساخت ساده و اولیه کلمات منشا نظم ساختمانی زبان است.سواد بدان معناست که گروهی از پیام ها برای جمعی از افراد دارای معانی مشترکی است.سواد بصری نیز کمابیش به همین معناست.همان طور که یک سخنور با رعایت قواعد زبان،آزادی خود را در نحوه بیان سلب شده نمی بیند،دچار محدودیت نمی شود.هدف از فراگیری سواد بصری نیز بی شباهت به هدفی که محرک تکامل زبان نوشتاری شد نیست.این هدف عبارت است از به وجود آوردن یک سیستم ابتدایی برای یادگیری تشخیص،ساختن و فهم پیام های بصری یا تصویری،به طوری که برای همه مردم کم و بیش دریافتنی باشد و نه اینکه فقط عده خاصی نظیر طراحان،هنرمندان و زیباشناسان قادر به درک آن باشند.برای رسیدن به این منظور،در این کتاب سعی شده است که دقیقا به همان موضوعی پرداخته شود که عنوان کتاب بدان اشاره می کند.از این رو این کتاب راهنمایی است برای بیان و ارتباط بصری،که در کلیه اجزای تشکیل دهنده پدیده های بصری و وجه مشترک تمام آثار بررسی می شود،با این امید که مطالب مربوط به معانی مشترک و عام بصری مشخص گردد و این خود مقدمه ای برای بررسی های عمیق تر و گسترده تر باشد.

شیوه زبان تصویری دربرگیرنده کلیه پیام هایی است که هر یک به نوبه خود موارد استفاده خاصی دارند.منظور از یادگیری این شیوه،ایجاد توانایی تولید و فهم این گونه پیام ها در سطوح مختلف است،اعم از پیام های والای هنرمندانه که بیانگر حالات و احساسات روحی و معنوی است.شیوه بیان بصری متشکل از اجزایی است و نحوه و چگونگی کاربرد آن اجزا در اهمیت و مفهوم کلی یک پیام تاثیر به سزایی دارد.پرسشی که در اینجا مطرح می شود،این است که چگونه می توان به تعریف اجزا و سپس کلیت آثار بصری پرداخت.این کار از طریق آزمایش،تعریف،تمرین،مشاهده و بالاخره راهنمایی های کلی میسر است و بر اساس آن ها می توان به روابط میان انواع بیان های بصری پی برد و نیز روابط میان کلیه مقولات هنرهای بصری و معنای آن ها را دریافت.

اغلب افراد در مقام پاسخ به پرسش “هنر چیست” به موضوع نقش محتوایی هنر و رابطه آن با شکل می پردازند.در این کتاب،این مبحث در ساده ترین و ابتدایی ترین سطح خود بررسی شده است:تعیین اهمیت و معنای عناصر یک به یک،مانند رنگ،رنگمایه،خط،بافت و تناسب؛قدرت بیانی هر یک از فنون بصری مانند تقارن،تکرار و تاکید؛و بالاخره ویژگی های انواع وسایلی که برای بیان بصری به کار گرفته می شوند و نوع آن ها در تصمیم گیری های طراحی موثر است مانند،نقاشی،عکاسی،معماری،تلویزیون و گرافیک.آخرین موضوعی که در سواد بصری باید بدان توجه داشت کل شکل است و بررسی مجموع تاثیر حاصل از ترکیب عناصر بصری و نحوه دخل و تصرف در آن ها از طریق فنون یا تکنیک های بصری و سرانجام رابطه شکل و کمپوزیسیون یا ترکیب بندی با معنای مورد نظر در اثر است.

امروز نیروی فرهنگی و جهانی سینما،عکاسی و تلویزیون در شکل بخشیدن به تصویر انسان از خود،ضرورت آموزش سواد بصری را شدت بخشیده است.این آموزش هم برای برقرار سازندگان ارتباط بصری لازم است و هم برای بینندگان آثار آن ها.مولی-نی (Moholy-Nagy) ،استاد عالی قدر باهاوس (Bau-Haus) ،در سال 1935 در این باره چنین اظهار نظر کرده است:”در آینده،بی سواد فقط کسی نیست که قلم را نمی شناسد،بلکه کسی است که دستگاه عکاسی را نمی شناسد نیز بی سواد محسوب می شود.” و آن آینده نیز اکنون است.نیروی بالقوه و نظرگیر ارتباط جهانی،که در بطن سواد و آموزش بصری نهفته است،هنوز چنانکه باید و شاید رشد و گسترش نیافته است.کتاب حاضر گام بسیار کوچکی در این راه است.

 

نظرات (1)

  • پاسخ محمد سلامی 2020/04/10

    من فارغ التحصیل رشته گرافیک هستم و خوندن این کتاب رو به همه دوستانی که در زمینه هنر فعالیت دارن توصیه میکنم الفبای زیبایی شناسی در این کتاب خلاصه میشه

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*