سازه به مثابه معماری

کتاب-سازه-به-مثابه-معماری-کتاب-مرجع-برای-معماران-و-مهندسان-سازه

معرفی کتاب:سازه به مثابه معماری

نویسنده:اندرو چارلسون

مترجمان:دکتر محمود گلابچی استاد دانشگاه تهران

احسان سروش نیا

انتشارات:دانشگاه تهران

سازه به مثابه معماری

مقدمه

هنر مهندسی سازه، استفاده از مبانی محاسبه و طراحی سازه برای تبدیل ایده ها و مفاهیم، به ساختمان هایی است که در برابر نیروها پایدار باشند، از مواد و مصالح به نحو اقتصادی استفاده نمایند و به نیازهای زیبایی شناسی در ساختمان پاسخ مثبت دهند. در چنین شرایطی مهندس سازه در راستای تقویت طراحی معماری ساختمان، عمل خواهد کرد. بررسی ها نشان میدهند که “مهندسی سازه یک هنر است که هدف آن ایجاد ساختمان هایی است که جوابگوی نیازهای عملکردی، معیارهای زیبایی شناسی، نیازهای دوران بهره برداری و محدودیت های مربوط به شرایط اجرای ساختمان باشد. مهندس سازه در این مسیر نه تنها باید اصول طراحی سازه را در انتخاب مناسب ترین سیستم های سازه ای در نظر بگیرد، بلکه باید عملکرد این سیستمها را نیز در شرایط متفاوت برای رسیدن به خواسته ها و معیارهای فوق به صورت دقیق بررسی و ارزیابی کند تا فرایند طراحی معماری و محاسبات سازهای به یک نتیجه واحد و مشترک که تامین کننده تمامی نیازهای طرح باشد، منتهی شود.

 هرچند سازه ساختمان و عملکرد آن متمایز از هم به نظر می رسند، ولی همواره سازه اثری تعیین کننده بر معماری دارد. سازه، بخش ضروری ساختمان است و باید همواره تابع قوانین طبیعت و فیزیک باشد. هرچند سازه بخش ضروری ساختمان است ولی در اغلب موارد پنهان است و در مواردی چنین به نظر می رسد که تأثیری بر معماری ساختمان ندارد. از سوی دیگر، سازه عاملی است که می تواند منجر به مشارکت واقعی بین معمار و مهندس ساختمان، برای شکل گیری یک طرح موفق شود. امروزه یک معمار خوب باید دارای دانش عمومی در مورد رفتار سازه ها باشد. به علاوه، او باید یک هنرمند و متعهد به رعایت اصول طراحی معماری و معیارهای زیبایی شناسی باشد. از طرف دیگر مهندس سازه به دلیل نحوه نگرش خاص او به مسائل ساختمان، یک فرد عمل گراست. طرحی به طور کامل موفق خواهد بود که معمار آن رفتار سازه ها را به خوبی درک کند و مهندس سازه آن به طراحی معماری و معیارهای زیبایی شناسی آگاه و متعهد باشد. در نهایت، معمار رهبر گروهی است که فرایند طراحی و اجرای ساختمان را بر عهده دارد و تمام مسئولیت و نیز افتخار موفقیت پروژه در این بخش نصیب وی خواهد شد. نتایج حاصل از آگاه و متعهد بودن مهندس سازه به طراحی معماری و معیارهای زیبایی شناسی به خوبی ضرورت تحول در آموزش معماری و مهندسی عمران را در راستای تحقق اهداف مذکور متجلی می کند. همچنان که بررسی آثار برجسته معماری و مهندسی جهان اهمیت دستاوردهای حاصل از چنین تحولی را آشکار می کند. توجه به این واقعیت که برای دستیابی به اهداف فوق، معماران و مهندسان باید آگاهی خود را در زمینه قابلیت های معماران سازه افزایش دهند، تدوین و انتشار منابع و کتاب هایی مانند کتاب حاضر را بیش از پیش ضروری ساخته است.

 انتشار کتاب حاضر با عنوان «سازه به مثابه معماری» نیز در همین راستا و در جهت تحقق اهداف دانشکده معماری به عنوان قطب علمی فناوری معماری کشور و در هفتادمین سال تأسیس این دانشکده انجام می شود. این کتاب ترجمه ای است از آخرین ویرایش کتاب جامع و ارزشمند

STRUCTURE AS ARCHITECTURE A Source Book for Architects and Structural Engineers

که توسط Andrew W. Charleson تألیف و به وسيله انتشارات Elsevier در سال ۲۰۰۵ چاپ شده است. این کتاب می تواند به عنوان یک مرجع، مورد استفاده معماران و مهندسان سازه قرار گیرد.

فصل نخست کتاب حاضر به بررسی امکان بالقوه سازه در جهت ارتقاء معماری می پردازد و در فصل دوم کتاب، دو ساختمان در این زمینه بررسی شده اند. رابطه بین فرم های معماری و فرم های سازه ای در فصل بعدی کتاب به تفصیل بیان شده است. ظاهر ساختمان و عملکرد آن در فصل های چهارم و پنجم کتاب مورد بحث واقع شده اند. سازه داخلی و جزئیات سازه موضوعات مورد بررسی در فصل های ششم و هفتم کتاب است. مباحث مربوط به سازه و نور در فصل هشتم، و تندیس گری و نمادگرایی در فصل نهم به تفصیل بیان شده است. در فصل دهم با نام سخن آخر، قدرت دگرگون کننده سازه و تنوع سازهای بررسی شده و در انتها رهنمودهایی برای معماران و مهندسان سازه ارائه شده است. این کتاب، با توجه به مباحث ارزشمند مطرح شده در آن، می تواند به عنوان یک مرجع در زمینه تأثیر متقابل سازه و معماری استفاده شده و به عنوان یک کتاب درسی در رشته های معماری و مهندسی عمران تدریس شود.

 این کتاب نشان دهنده آن است که طراحی یک ساختمان باید قبل از هر چیز به عنوان یک فعالیت مشترک و یک کار گروهی با مشارکت معمار و مهندس سازه شناخته شود و به همین دلیل، نسبت دادن طرح های مهندسی به اشخاص معین کار دشواری است. یک طراحی بدیع و نوین برای یک ساختمان هنگامی میسر خواهد بود که فرایند طراحی و شکل گیری مراحل مختلف طرح نتیجه همفکری، همکاری و تلاش معمار، مهندس ساختمان، مهندس تأسیسات و حتی سازندگان آن در چنین مسیری باشد و این امر ضرورت آموزش مبانی مورد نیاز برای اطمینان از تحقق چنین اهدافی در طرح ها و پروژه ها و از جمله سه مشخصه سادگی، وحدت و ضرورت و اصول حاکم بر تحقق توأم سه اصل عملکرد، ایمنی و اقتصاد را در طراحی سازه به خوبی آشکار می کند. مهندس سازه، عضوی از گروه طراحی و ساخت است که به خوبی به ویژگی های مصالح و رفتار سازه ها تحت تأثیر بارهای متفاوت واقف است. همچنین فرایند ساخت و تولید اجزا را به خوبی درک می کند. مهندس سازه باید در روند شکل گیری یک طرح معماری، وظیفه خطیر طراحی سازه و اجزا آن را در قالب محاسبات ساختمانی، طراحی فرم سازه، طراحی اعضا سازه و اتصالات آن، با تحقق معیارهای طراحی، الزامات و محدودیت های طرح در ابعاد مختلف برعهده گیرد. مباحث کتاب به خوبی نشان دهنده آن است که هدف اصلی طراحی معماری باید ایجاد فرم هایی باشد که هم نیازهای کاربردی ساختمان را تأمین کنند و هم از نظر زیبایی شناسی موفق باشند و هدف اصلی طراحی سازه باید ایجاد فرم هایی باشد که ضمن تأمین نیازهای کاربردی، بارهای اعمال شده را نیز به بهترین نحو و به صورت اقتصادی تحمل کنند. در همکاری نزدیکی که باید بین معماران و مهندسان سازه وجود داشته باشد، وظیفه مهندسان سازه آفرینش طرح هایی است که از نظر عملکردی پاسخگوی نیازهای طرح بوده و از نظر فنی، اجرایی و اقتصادی دارای شرایط لازم باشند و علاوه بر آن از نظر مطلوبیتهای فرم ظاهری ساختمان، مکمل حس زیبایی شناسی معماری باشند. باید تفاوت میان نقش های متفاوت و در عین حال بسیار مهم معمار و مهندس به خوبی درک شود، تا ارزش واقعی کار هریک به خوبی شناخته شود. در نهایت رابطه بین طراحی و ساخت تنها زمانی به رقابتی مثبت و سازنده تبدیل خواهد شد که این شناخت به خوبی تأمین شده باشد. نتیجه بررسی های انجام شده در کتاب، بیان کننده این حقیقت است که مهندس ساختمان باید همانند معماران و هنرمندان با الگوهای موفق در زمینه هنر طراحی چه در گذشته و چه حال آشنا باشد. مهندسان ساختمان باید به قدرت تخیل بالا و درک دقیق رفتار سازه ها و نه فقط محاسبات دقیق آنها دست یابند، آن گاه این قابلیت را پیدا خواهند کرد که به خوبی درک کنند، چگونه یک بنای خاص می تواند با طراحی صحیح و مناسب هم به معیارها و خواسته های طراحی معماری پاسخ دهد و هم اصول پایداری سازه را به درستی رعایت کند. با ایجاد رشته های کارشناسی ارشد تکنولوژی معماری، همواره تدوین و انتشار منابعی در زمینه معماری سازه و ارتباط میان این دو مقوله مورد نظر بوده است. تدوین و انتشار کتاب های «سازه در معماری»، «درک رفتار سازه ها»، «سیستم های ساختمانی آینده، نگاهی به معماری فردا»،

معمار مهندس ساختار» در سال های گذشته و انتشار کتاب های سازه های مشبک فضایی»، «استاتیک کاربردی برای دانشجویان معماری و مهندسی عمران»، «مقاومت مصالح کاربردی برای دانشجویان معماری و مهندسی عمران» و «ساختمانها چگونه عمل می کنند» در سال های اخیر که توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده اند، از اولین گام ها در این زمینه محسوب میشود. ترجمه و انتشار این کتاب نیز گامی در مسیر شناخت دقیق تر مفاهیم مشترک معماری و سازه و استمرار فعالیتهای علمی و پژوهشی در زمینه تکنولوژی معماری در دانشگاههای کشور می باشد. در ضمن از همکاری بی دریغ مسئولان و کارکنان محترم مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران در فراهم کردن امکان انتشار این کتاب تشکر و قدردانی می کند.

محمود گلابچی استاد دانشکده معماری دانشگاه تهران

 احسان سروش نیا

آبان ۱۳۸۸

 

پیش گفتار

کتاب پیش رو به کاوش پیرامون امکان بالقوه سازه (که شامل تیرهای ستونها، قابها، عناصر فشاری و… می شود) می پردازد که می تواند سبب ارتقای معماری شود. هدف من این است که در سطوح مقدماتی، دقت معماران را نسبت به سازه افزایش دهم، به گونه ای که نگاهشان نسبت به سازه به عنوان عنصری پیوند خورده با معماری باشد، نه تنها نمودی از بهره گیری از فناوری. همچنین میل دارم معماران را تشویق کنم تا خودشان به طراحی سازه مبادرت کنند. به این معنا که توجه آنها به تمامی جنبه های طراحی معطوف شود، و البته در همکاری با مهندسان سازه، بتوانند ایده و مفهوم طراحی را درک کنند. آنجایی که سازه، معمارانه رفتار کرده و به معمار بنا کمک می کند، بیش از نقش اصلی و اولیه خود که تحمل نیروهاست، سطحی دیگر از غنای زیبایی شناختی و عملکردی را به ساختمان ارزانی می دارد. جذابیت و لذت بخشی ساختمان را افزایش داده، کارآمدی آن را ارتقا داده و سبب بهبود روحیه کاربران و استفاده کنندگان ساختمان خواهد شد. همچنین این کتاب، در پی آن است تا دیدگاهی را که نسبت به سازه وجود دارد (یا حداقل دیدگاهی را که در میان دانشجویان معماری متداول است)، تغییر دهد. منظور، دیدگاهی است که به سازه، به چشم جزیی کاملا فنی می نگرد و از آن بدتر، عنصری نامطلوب که ناگزیر باید وجودش را پذیرفت. مثال های فراوانی در سراسر این کتاب، سیمای سازه را به صورت عنصر معماری اجتناب ناپذیری تصویر می کند که عمیقا با معماری در هم آمیخته و در ساخت معماری درگیر شده است یا عهده دار ایفای نقش مهمی در صحنه بازی معماری شده و احساسات، قلب و فکر کاربران بنا را به خود جذب می کند. در مقام طراح، لازم است از خود بپرسیم که چگونه ممکن است سازه به ما کمک کند تا ارزش کار خود را از نظر زیبایی شناسی و عملکردی افزایش داده و به ا این ترتیب سبب ارتقای آن شویم. این کتاب را در درجه اول برای دانشجویان معماری و دیگر افرادی که درگیر تمرین معماری هستند، نگاشته ام. با این وجود، انتظار می رود کتاب بتواند زمینه ایجاد علاقه را در دانشجویان و مهندسان سازهای که علاقه دارند آگاهی خود را در زمینه قابلیت های معمارانه سازه افزایش دهند، فراهم آورد. در این کتاب، مثال های بیشماری از بیش از یکصد و هفتاد نمونه ساختمان، آورده شده، با این هدف که بتواند هم به عنوان کتاب مرجعی برای طراحی معماری و سرشار از منابع ایده و الهام کر طراحی معماری بوده و هم کتابی باشد که به طراحان کمک کند تا بتوانند درباره کارهای خود تعمق کنند. این کتاب، مثال های زیادی از ساختمانهای متنوعی را فراهم می آورد که در آنها سازه سبب شده که ایده ها، مفاهیم و کیفیت های خاص معماری جلوه گر شوند. نمایه های مرتب شده و فهرست الفبایی تمام مطالعات موردی بحث شده، مرجعی ابتدایی را برای مطالعات بیشتر آتی فراهم می کند. آشنایی با ادبیات موضوع، سرآغاز مباحث کتاب است. روشی که خیلی زود، محدودیت های آن پدیدار می شود. کتابهایی که برای دانشجویان معماری در زمینه سازه نوشته می شوند، اغلب بر مکانیک و تحلیل سازه متمرکز شده و به ندرت به جستار درباره تأثیرات معماری سازه می پردازند. متون طراحی معماری نیز از ارزش محدودی برای این مشق معمارانه برخوردارند، چراکه به طور خاص به شرح و تحلیل عناصر معماری می پردازند. درست است که سازه را هم می توان در این زمره گنجاند، اما اغلب، این بررسی ها، جدای از نقشی که سازه می تواند در راستای تعریف فضا و نظم دهی به آن عهده دار شود، انجام شده و تنها نیم نگاهی گذرا به دیگر عرصه هایی که سازه می تواند به معماری بنا کمک کند، می اندازند. اگرچه بسیاری از مطالعات موردی، از میان ساختمان های ساخته شده از مصالح بنایی پیش از سده بیستم انتخاب شده اند، اما بیشتر ساختمان های مورد مطالعه را از بناهایی انتخاب کرده ایم، که در آنها سیستم ها و مصالح سازهای مدرن با یکدیگر در هم آمیخته اند. متأسفانه تلاش برای تحلیل کمک و همکاری معمارانه سازه در ساختمان های برگزیده شده از منظر اغلب نگرشها و ادبیات مربوط به معماری ناموفق به نظر می رسد. به علت کمبود شواهد نوشتاری و بصری که به طور خاص مربوط به سازه باشد، بسیاری از پرسش های ما درباره نقش های غیرسازه ای سازه، بی پاسخ باقی خواهد ماند. عکس ها و تصاویر منتشر شده از ساختمان ها، به طور معمول از زوایا و چشم اندازهای محدود و گزینشی برداشته شده اند و هرگز نمی توانند جایگزین خوبی برای دیدن بنا از نزدیک باشند. روش دیگری که برای مطالعه ساختمان ها می توان انجام داد (چنانکه من دیده ام بیشتر در خلال سالیان ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ و سال ۲۰۰۴ انجام شده، مطالعه و تحلیل بیش از دویست و پنجاه ساختمان مهم و اصلی معاصر است. بیشتر این ساختمان ها را پیش از آنکه به محل آنها سفر کرده و از نزدیک لمسشان کنم، از میان صفحات کتاب های معماری و نشریات ادواری منتشر شده طی پنج تا ده سال اخیر، برگزیده ام. معیار کلیدی انتخاب این بناها، بیش از هر جنبه دیگر معماری با طراحی سازه، میزان همکاری بود که سازه در شکل گیری بنا با معماری داشته است. جایی که میسر بود، دومین و سومین معیار تمرکز در سیر بررسی ساختمانها، بر جلوه «شمایلی» و «تندیس گونه» بناها متمرکز شد. جلوه ای که در مرجع زیر به آنها پرداخته شده است:

Thiel-Siling, S. (ed.) (1998) Icons of Architecture: The 20th Century (Prestel).

در ساختمان های انتخاب شده، تا آنجایی که ممکن بود به هر گونه مصداق ارتقای معماری که به واسطه سازه انجام شده، نزدیک شده ام. فهرستی تدارک دیده شده که به من کمک می کرد تا روند صحیحی از تمرکز و مشاهداتم از بنا را دنبال کنم، به ویژه زمانی که برخی فعالیتها یا نشانه ها در درون و بیرون بنا جالب به نظر رسیده و حواسم را معطوف به خود می کرد؟ منظور نگارنده از واژه تحلیل شده، تحلیل کمی نیست (شبیه آنچه که هر روز توسط مهندسان سازه تجربه می شود بلکه مراد، روند تحلیل کیفی است که مشتمل بر مشاهده و تمرکز و تأمل در بناست (با این هدف که بتوانیم به درکی عمیق از برهم کنش بین سازه و معماری دست پیدا کنیم که تحسین ما را برانگیزد). چنین روند تحلیلی، مطالعات موضوعی را پیرامون سازه ایجاب می کرد، که بی شک سرمنشأ آن را باید در سی سال تجربه شخصی من در نقش مهندس سازه جست وجو کرد، سی سالی که هجده سال آخر آن، صرف تدریس درسهای سازه در دانشکده های معماری شد. گستره و محدوده این کتاب، از نظر جغرافیایی و بر اساس گونه شناسی ساختمانها محدود می شود. نه تنها مطالعات کتابخانه ای من ترجیحا به معماری غرب متمایل بوده، بلکه ساختمان های برگزیده شده که برای مطالعه و بررسی ارزشمند تشخیص داده شده اند، بر مسیر یک سفر مطالعاتی واقعی قرار گرفته اند، که اغلب در اروپای غربی و تا حد کمتری امریکای شمالی واقع شده اند. نظر به گونه شناسی ساختمانها، ساختمانهای مسکونی را از گستره مطالعه بیرون رانده ایم، چراکه اغلب، دسترسی به فضاهای آنها مشکل بوده و ویژگی فضاهای عمومی را ندارند. در این مطالعه، طیف وسیعی از مقیاس ساختمانی به چشم خواهد خورد. اما هیچ تأکیدی بر طراحی قهرمانانه دهانه های زیاد این بناها یا سازه های بلندمرتبه نشده، چراکه مقیاس این گونه بناها می تواند ارتباط آنها با رویه های متداول طراحی ساختمان های با مقیاس متداول که توسط دانشجویان و بسیاری از معماران انجام می شود را محدود کند. نگرانی از این مطلب که مبادا خوانندگان نتوانند با ساختمانهای عنوان شده در کتاب ارتباط خوبی برقرار کنند، منجر به تمرکز بر ساختمان های معاصر شد که بیشتر طی سالیان دهه ۹۰ میلادی ساخته شده اند.

اندرو چارلسون

 

نظرات (1)

  • پاسخ سیما شیبانی 2020/05/10

    کتاب های استاد گلابچی بسیار مفید هستند و ترجمه شیوا و روانی دارند.ممنونم بابت معرفی کتاب های جدید و گذاشتن مقدمه ها مخصوصا برای ما که در شهرستان هستیم و باید اینترنتی سفارش بدیم

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*