جزئیات ، ارتقاء دهنده معماری

معماری

جزئیات ،ارتقاء دهنده معماری

نویسندگان:دکتر محمود گلابچی استاد دانشگاه تهران ،احسان سروش نیا

انتشارات:دانشگاه تهران

پیش گفتار

یکی از جلوه های بروز و ظهور زیبایی معماری و یک اثر معمارانه، در طراحی جزییات فاخر و ارزشمند توسط معمار بناست. همگان از تأثیر جزییات شایسته و اثر آن بر ماندگاری و دوام اثر معماری در ذهن انسانها آگاهند. همچنان که جلوه های مجد و عظمت دیرینه معماری اسلامی کشور ایران ناشی از ظرافت فکر و دقت احساس در طراحی جزییات کاربندیها، مقرنس ها و اجزایی مانند آن است.

پییر لوئیجی نروی معمار – مهندس مشهور ایتالیایی می گوید:

یک اثر فنی کامل، می تواند از نظر زیبایی شناسی، اثری نارسا باشد. اما نه در دنیای معماری امروز و نه معماری گذشته اثر معماری وجود نداشته و ندارد که از نظر زیبایی شناسی موفق و مقبول قلمداد شود در حالی که از منظر فنی و سازهای ضعیف بوده باشد. مهندسی خوب از الزامات داشتن یک معماری خوب است اما به صرف برخورداری از مهندسی موفق، اثر معماری خوبی نخواهیم داشت.»

برای تعریف ساده جزییات خوب و مناسب باید گفت، طراحی جزییات مناسب به معنای چیدمان فضایی مناسب عناصر ساختمانی، بهره گیری به جا و شایسته از ظرافت و ضخامت، سبکی و سنگینی مصالح، ویژگی ها و خواص آنها و ترکیب مناسب اجزا با پیش بینی اتصالات مناسب بین آنهاست.

کتاب پیش رو از دریچه ای جدید به جزییات معماری مینگرد. از منظری که معماری، سازه، تأسیسات و حتی روند ساخت را به منزله یک پیکر واحد برشمرده و با چنین دیدگاهی به کنکاش و تأمل در جزییات معماری برای تحقق اهداف گوناگون آن از نظر عملکرد، زیبایی، کیفیت و دوام می پردازد. رهاورد چنین دیدگاهی می تواند ارتقای کیفی فضاهای معماری باشد. از این باور می توان به عنوان اصلی ترین معیار در ارائه جزئیات ساختمان در این کتاب یاد کرد.

ممکن است این گونه تصور شود که محتوای این کتاب، به طراحی آنچه که اصطلاحا عناصر و اجزای ساختمان نامیده میشود اختصاص دارد، در صورتی که کانون توجه کتاب، ارائه جزییات ساختمان های مدرن و پیشرفته (های-تک) در راستای تحقق اهداف فوق و شکل گیری معماری زیبا، بادوام، اقتصادی و با کیفیتی مطلوب است. جزییات بديع و خلاقانه ای که نشان از توجه و اندیشه والای معمار و همکاری نزدیک او با دیگر اعضای گروه ساختمان دارد و در بیرون از این چارچوب، امکان تحقق ندارد. بدون در نظر گرفتن این ارتباط تنگاتنگ، جزییات از شکل و هدف واقعی خود تهی شده و بی اعتبار می شود.

اگر با ژرف نگری و تعمق بیشتر به بررسی تاثیر جزییات در شکل گیری آثار برجسته معماری در طول تاریخ معماری ایران و جهان پرداخته شود، نتایج آن فصلی قطور بر کتاب تاریخ معماری خواهد افزود. آنچه در نگارش این کتاب، مورد نظر بوده است نوعی بازنگری در نگرش به جزییات معماری است، به گونه ای که بتوان دریچه ای یافت که روشنای ارتقای معماری از پس آن نمایان باشد و از رهگذر آن، معماران بتوانند هم راه ارتقاء معماری را بازشناسند و هم از بند نیازهای کاذب رهایی یابند. ناگفته نماند که هدف دیگر نگارش این کتاب، آموزش و تمرین ذهنی و بصری برای معماران و مهندسان سازه است تا از همان مراحل اولیه طرح، این هم افزایی در ارتقاء جزییات و به دنبال آن محصول نهایی شکل گیرد. بی تردید دست یابی به این هدف والا، نیازمند دانش و تجربه بیشتر و اجتناب از آزمون و خطاهای بی سرانجام است.

برخلاف مبانی نظری و اصول زیبایی شناختی که گستره ای فراتر از محسوسات داشته و در لایه های درونی ذهن طراح نهفته است، و در نتیجه نمی توان مدعی عینیت ملموس آن شد، جزییات معماری و تأثیر مستقیم آن بر دیگر حوزه های ساختمان، عینیتی است که به سهولت قابل مشاهده است. عرصهای خالص و بی پیرایه که استعاره و کنایه و زیاده گویی در آن راه ندارد.

بر این مبنا، برای گریز از پراکنده گویی، یک چندضلعی اصلی مبنای شکل گیری فصل های کتاب قرار گرفته و ذیل هر سرفصل، تعاریف، فرصتها و تحولات هر یک از عرصه های جزییات در معماری بررسی و مرور شده است. اگرچه معماری حوزه ای از دانش و هنر است که در آن، مفاهیم تکنیکی، تحت سلطه مفاهیم نظری و زیبایی شناسانه است، اما با کاربست حداکثری علم و دانایی، می توان انتخاب هایی درست و واقع بینانه، خردورزانه و راه گشا داشت.

فصل نخست کتاب، گذری اجمالی بر روال طراحی جزییات در طرح معماری داشته و نوعی دسته بندی کلی از انواع جزییات و حوزه های نفوذ آنها ارائه میدهد. فصل دوم کتاب که گسترده ترین فصل کتاب است به کاربرد فلزات (به ویژه فولاد و مقاطع فولادی در ارتقاء معماری می پردازد. انواع گوناگون و متداول سیستم های سازه ای و بهره گیری معمارانه از آنها و فرصتها و مشکلاتی که معمار در این روند با آنها مواجه می شود، موضوع اصلی این فصل خواهد بود. فصل سوم، به بحث سازه های کششی (کابلی،چادری و هوای فشرده) اختصاص دارد که به دلیل نمایان بودن، که از ویژگی های اصلی سیستم سازه ای و اتصالات این گونه ساختارهاست (و اثر مستقیم بر کیفیت معماری فضا دارد)، نیازمند توجه ویژه است. با گذر از فصل سوم، در فصل چهارم، یکی از پرکاربردترین مصالح ساختمانی یعنی بتن مورد توجه قرار می گیرد که به سبب گوناگونی روش های ساخت، فرصت های بسیاری را فراروی معماران برای ارتقاء کیفی طرح های آنها ترسیم می کند. افزون بر روش ها و نمونه های برجسته بهره گیری از بتن، در این فصل، به اختصار انواع بتن و بتن های نسل جدید نیز معرفی شده اند. نمایان ترین مصالح ساختمانی یعنی شیشه، فصل پنجم را به خود اختصاص می دهد. نقش و تأثیر شیشه و انواع ساختارهای شیشه ای در بناها و نحوه اتصالات و جزییات نصب، بخش مفصلی را با محوریت شیشه تشکیل می دهند. جزییات کلاسیک و گرمای دیداری چوب، موجب شد تا این مصالح پر مصرف که سابقه ای دیرین در ساختمان سازی دارد، فصل ششم را به خود اختصاص دهد. گرچه در فصل های اولیه کتاب بر جزییات سازه ای که حاصل همکاری مشترک معمار و مهندس سازه است تاکید بسیار شده است (البته با توجه به موضوع فصل و با محوریت مصالح مورد نظر)، اما این بحث به طور تخصصی و فارغ از نوع مصالح در انتهای فصول و در مورد کاوی ها مورد بررسی دقیق قرار می گیرد تا بتوان این ضرورت را از منظری جامع در مورد مداقه قرار داد. شاید در نگاه نخست این امر که بتوان از تأسیسات نیز بهره معمارانه برد چندان عملی به نظر نرسد، اما جزییات تأسیساتی که می تواند زمینه ساز تحول و ارتقاء معماری و بهبود کیفی آن شود، در لابه لای فصل ها مورد بررسی قرار گرفته است. به فراخور موضوع، در انتهای هر فصل تعدادی نمونه موردی از آثار برجسته معماری ارائه شده است که می تواند به مثابه شاهد و مصداق تأثير آنچه در قالب نظریات در فصل مورد نظر بیان شده مورد توجه قرار گیرد. در کتاب پیش رو سعی شده است با استفاده از جزییات ارائه شده در ساختمان های برگزیده مطابق با نقشه های چون ساخت (As built) و نیز تصاویر رنگی گویا، نحوه اثرگذاری جزییات بر ارتقاء معماری به خوبی نمایانده شود.

انتشار این کتاب در راستای تحقق اهداف دانشگاه تهران به عنوان قطب علمی فناوری معماری کشور و تأمین کتب مورد نیاز معماران و مهندسان کشور در زمینه های طراحی، معماری و مهندسی بر اساس آخرین یافتهها و دستاوردهای علمی در جهان صورت می گیرد. امید است انتشار این کتاب، اقدامی مؤثر در جهت گسترش مرزهای دانش، بینش و تجربه در جامعه معماری و مهندسی کشور و ارائه آثاری بدیع، کارامد و مطلوب در معماری و مهندسی ساختمان کشور باشد.

دکتر محمود گلابچی

احسان سروش نیا دانشکده معماری دانشگاه تهران

عوامل مؤثر بر طراحی جزییات

مقدمه

یک اثر معماری ترکیبی از اجزا و جزییات است. یک بنای معمارانه باید چشم نواز و دلپذیر باشد که در مسیر ایفای این عملکرد مهم، جزییات بنا نقش اساسی را ایفا می کنند. اگر صفحات کتاب تاریخ معماری را ورق بزنیم، بی شک در خواهیم یافت که بناهای باشکوه و ماهرانه، از جزییات باشکوهی نیز برخوردار بوده اند. نقل شده که نخستین بار معمار بزرگ میس ون درروهها گفته است: «قدرت خداوند در جزییات تجلی می یابد.»

لویی کان دراین باره می نویسد: «ساختمان، مشابه یک انسان است. معمار فرصتی دارد برای خلق حیات. ساختمان شبیه به بدن انسان است (مثلا دست شما)، به طرز اتصال مفصلها و بندهای انگشتانتان دقت کنید که چگونه به هم متصل می شوند و دستانی جالب و زیبا پدید می آورند. در یک ساختمان، نباید جزییات ساختمانی را که شبیه انگشتان است، در یک دستکش بدون انگشت پنهان کرد، بلکه شما باید بیشتر در پی پرداختن به آنها باشید. فضا زمانی معمارانه تلقی می شود که بتوان گواهی را بر اینکه چگونه ساخته شده، دید و درک کرد.»

به هنگام طراحی یک بنا، معمار و مهندس ساختمان تمایل دارند تا مرزهای موجود بر سر راه طراحی خلاقانه را از پیش پا برداشته و دست به خلق بنایی منحصربه فرد و هیجان انگیز بزنند. سوای این رویکرد آرمان گرایانه، در مراحل ابتدایی طراحی هنگامی که طرح به مرحله طراحی جزییات می رسد، فرصتی را برای طراحان فراهم می کند تا حتی بتوانند طرح اولیه خود را اصلاح کرده و در جهت ساخت پذیرتر و بهینه تر شدن آن بکوشند.

 

جزییات مناسب و استادانه می تواند به مبانی زیبایی شناسی بنا کم شایانی بکند و این همیاری، به روش های زیر میسر می شود:

هماهنگی و تناسب اجزای معماری با یکدیگر؛

و خلق زیبایی مضاعف برای ساختمان از طریق استفاده از مصالح ویژه بنا.

حتی بهره گیری مثبت از قیودات و الزامات ساخت بنا به همان اندازه که پرداختن به جزییات بدیع، خلاقانه و دقیق می تواند سبب ساز ارتقای اثر معماری شود، طراحی ضعیف و نامناسب جزییات می تواند از ارزش هنری و مهندسی یک طرح معماری خوب بکاهد.

معماران به خوبی از ارزش طراحی دقیق و رسای جزییات آگاه هستند و یکی از ابزارهایی که می تواند معماری را به هنری فرازبانی و بدون نیاز به توضیح تبدیل کند، همین جزییات است. بن فن بر کل می گوید: «سادگی همواره دشوارترین امر قابل دست یافتن است، چرا که هیچ خطایی را نمیبخشاید.»

الگوهایی از طراحی جزییات که بتوانند به طور مستقیم به اصول و مبانی زیبایی شناسی معماری مربوط شوند، اندک شمارند، اما هریک از آنها به اندازه ای مؤثر و گسترده هستند که نسبت به الگوهای مرتبط با عملکرد یا ساخت پذیری بنا نیازمند کوشش، عزم و بینشی قوی تر باشند. ادوارد الن ، الگوهایی از جزییات معماری که می توانند به ارتقای فرم، کیفیت فضایی و مطلوبیت معماری بنا کمک کنند را به شکل زیر دسته بندی کرده است:

۱) جزییات یاری رسان به زیبایی معماری؛

۲) جزییات تزیینی و ارتقادهنده کیفیت؛

۳) جزییات دگرگون ساز فرم.

نه تنها زیبایی شناسی ناب معماری بلکه ارتباط معماری با اجزای سازهای بنا نیز از مؤلفههای تأثیرگذار بر زیبایی و کیفیت بناهاست. در همین رابطه، اندرو چارلسون بر این باور است که تعامل خوب بین معماری و سازه نیز از رهگذر همین نگاه مثبت به طراحی جزییات میسر می شود:

طراحی جزییات سازه نمایان، می تواند کمک قابل توجهی به معماری یک بنا بکند. طراحی جزییات، می تواند اعضای سازهای معمولی یا اعضایی که کاملا با هدف انتفاعی و عملکردگرا پا به عرصه وجود گذارده اند را به ابزاری برای ارتقای حس زیبایی شناختی تبدیل نماید. علاوه بر این، می توان به کمک طراحی دقیق جزییات، بین ایده ها و مفاهیم طراحی، مراوده و ارتباط برقرار کرد.»

هنر طراحی جزییات

طراحی جزییات معماری یک هنر است؛ هنری که از معماری جدا نیست. تصمیم هایی که معمار پیرامون طراحی جزییات اتخاذ می کند، بر جلوۂ ظاهری، کیفیت، هزینه، ساخت پذیری، کارآمدی و دوام ساختمان تأثیرگذار است. حتی طراحی شایسته جزییات می تواند بخشها و عناصر ساختمان را به گونه ای به یکدیگر پیوند داده و مرتبط کند که در صورت لزوم بتوان بخش هایی را از آن جدا کرده، تعویض، تعمیر یا بازسازی و بازیابی نمود. از این روست که از بخش های حیاتی فرایند طراحی معماری، طراحی به جا و مناسب جزییات است و همان گونه که در مقدمه فصل عنوان شد، بناهای به یادماندنی و اثرگذار، عموما از اثر شگرف جزییات نیز بهره شایانی برده اند.

در حقیقت، جزییات معماری بیانگر ارتباط و تغییرات هندسی بین اعضاو اجزای پیکره یک ساختمان است. از این روست که جزییات دقیق که ابعاد و اندازه ها و ارتباطات و اتصالات را به خوبی نمایش داده و علاوه بر آن، با نیم نگاهی به شرایط بازار صنعت ساختمان و سعی در تبعیت از قالب های استاندارد، طراحی شده باشد، می تواند به نحو قابل توجهی سبب صرفه جویی در زمان و هزینه اجرای ساختمان شود.

استیفن امیت اعتقاد دارد که معمار به هنگام طراحی جزییات باید چند پرسش را در ذهن خود مطرح کند:

  • نخست اینکه آیا این جزییات (که قصد طراحی آن را داریم) لازم است و لزوم آن در چه حوزهای مطرح می شود؟
  • آیا نقشه ای که در حال تهیه اش هستیم می تواند به خوبی قصد و نیت طراح را بازگو کند؟
  • آیا اطلاعات کافی در نقشه ها و ترسیماتمان ارائه داده ایم؟
  • آیا اطلاعات، بیش از اندازه و سردرگم کننده نیست؟
  • آیا جزییات طراحی شده توسط ما با قواعد و الزامات قراردادی پروژه سازگار است؟

جزییات، یاری رسان معمار در بیان انگاره های معماری

هر جزییات، برای خود سبکی دارد. این سبک می تواند تصادفی و بدون قصد قبلی (مانند اتصالات متداول قاب های فولادی که با رویکردهای اکید مطلوبیت گرا و بهینه یاب طراحی می شوند یا به شکل عمدی و پیش بینی شده مانند سرستونهای دوریک) باشد. در همین راستا می توان گذر و نظری هم بر سبک گوتیک داشت. سبکی که با وسواسی عجیب نسبت به ارتفاع و اوج گرایی و فضاهای وسیعی که به وسیله پنجره بزرگ نورانی می شدند، عجین بوده است. رویکرد غالب در این سبد معماری، نوعی نگاه ایده آل گرایانه نسبت به نگه داشتن طاق های سنگی بر پایه هایی لاغر و ظریف بوده و به همین دلیل، انگاره ها و مجموعه جزییات مورد استفاده در این سبک معماری، با آنچه در سبک دوريک مشت می شود، تفاوت اساسی دارد. تأکید معماری دوریک، بر ضخامت اجرا و انقطاع و عدم پیوستگی آنها است، حال آنکه معماران سبک گوتیک عناصر نازک، اعضای سبک و به نظر شناوری که همگی به پیوستگی بصری ظاهری فضا کمک می کنند را مطمح نظر قرار میدادند.

دیدگاه کل نگرانه نسبت به سازه و معماری

با هدف دستیابی به جزییات معمارانه اقتصادی و ساخت پذیر، نخست باید یک دید جامع و کلی نسبت به پیکرۀ کلی سازه مورد بحث و بارهای وارد بر آن اعضا و اجزای آن داشت. داشتن چنین دیدی از این نظر مهم است که فرم کلی سازه تأثیر عمیقی بر جزییات معماری برجای خواهد گذاشت.

اغلب، نخستین بارقه هایی که در رابطه با جزییات به ذهن معمار خطور می کند، در مراحل منطقی طراحی مفهومی پروژه است. برای مثال، معماری که در نظر دارد یک سازه قوسی نمایان طراحی کند، همزمان ممکن است به این فکر کند که مقطع قوس به صورت لانه زنبوری باشد تا توپر. این تصویر مبهم و غیردقیق از جزییات، در مراحل پیشرفته طرح، به واقعیت نزدیک تر شده و هر چه معمار از انگاره های فلسفی و زیبایی شناسی فاصله گرفته و به سمت مسایل و روال های منطقی پیش می رود، بر تفصیل جزییات افزوده خواهد شد (سیر از کل به جزء). البته حتی ممکن است طراح معمار با جزییات خاصی که در ذهن دارد، روند طراحی مفهومی را هدایت کرده و طرح را به سمت و سوی استفاده از آن جزییات کلیدی متصورش سوق دهد. از آنجا که مسایل سازهای تأثیر شگرفی بر نتیجه نهایی طرح دارند، آگاهی کافی از روند ساخت و تولید اعضا و عناصر و همچنین دیگر قیود عملکردی می تواند بر محصول نهایی طرح تأثيرا گذارده و آن را به ذهنیت های معمار نزدیک تر نماید.

برای مثال، می توان به مرکز توزیع کارخانه خودروسازی رنو اشاره کرد که ایده اولیه استفاده از دکل و کابل، در همان مراحل نخستین طرح، طرح سازه فولادی این مجموعه را نیازمند نوعی مطالعه دقیق و بهبود طرح نمود که در مراحل بعد به وسیله تجزیه و تحلیل دقیق نرم افزاری مورد آزمایش قرار گرفت. در حقیقت ایده «دکل و بازو» که در طرح بنای یادشده، به شدت خودنمایی می کند، هم بر قوت زیبایی و جلوة بیرونی مجموعه فزونی بخشید و هم از منظر عملکردی بر جاذبه های طرح افزود؛ طرحی که بنا بود برای نوعی عملکرد خشک و بی روح درونی از روی کاغذ به دنیای واقعیت قدم بگذارد.

 مقیاس

ساختمان و بخش های مختلف آن، در طیفی از مقیاس ها طراحی می شوند درک درست و منطقی از این گوناگونی مقیاس به طراح کمک می کند تا اجتماع و هم گذاری اجزا و عناصر را بهتر طراحی کند. از این رو، یک معمار خوب همان طور که دید کلی و کلان مقیاس از ساختمان دارد، باید در مقیاس خرد و در ابعاد کوچک نیز هم نشینی و همسایگی اجزا را مد نظر داشته باشد. گرچه صرف داشتن جزییات خوب، لزوما منجر به معماری موفق نمی شود، اما بی شک این موفقیت، از رهگذر ملاحظه اجزای طراحی و ترکیب آنها در مقیاس های گوناگون حاصل می شود. برای مثال، سایه بان گنبد هزارۂ لندن با تضادی که ایجاد می کند، به نوعی بر بزرگداشت مقیاس نمادین و تندیس گرایانه این بنا دلالت دارد. در طرح مرکز دادگستری منچستر ،طراح توانسته از رهگذر طراحی متهورانه سازه و ترکیب جسورانه اجزا در کنار یکدیگر، به بنایی یادمانی و شاخص در سطح شهر دست یابد. جالب اینجاست که این مهم را بدون اشاره به نمادهای سنتی و بهره گیری از اشارات مستقیم، به منصه ظهور رسانده است. در حقیقت مقیاس و اندازه صرف این ساختمان، به خوبی گویای نقش و عملکردش در شهر است. برنامه ای که طراحان در سر می پروراندند عبارت بود از تأکید و بزرگنمایی بخشهای مختلف ساختمان به کمک استفاده از مصالح مختلف در طراحی عناصر عمودی که در فضاهای سیرکولاسیون و اتاق های دادرسی وجود دارد. ساختار تکیه گاهی شیشه که از فولاد تشکیل شده، درز بین عناصر همجوار پوشش نما، اگرچه در مقیاس خرد طراحی شده اند اما بی ارتباط به مقیاس کلان ساختمان نیست و نمی توان آن را از کلیت بنا مجزا دانست. همین رویکرد مثبت گرایانه به استفاده از مقیاس در طراحی جزییات است که در شکل گیری یک شمای موزون و هماهنگ از ساختمان در ذهن بیننده اثر گذار بوده و زمینه حواس پرتی یا اختلال دیداری وی را فراهم نمی کند. حفره های ایجاد شده در پانل های نما به همراه رنگ های استفاده شده در پس بدنه شیشه ای، بر حضور عناصری تأکید می کند که بیشتر به مقیاس انسانی نزدیک هستند .

استفاده از عناصر نماپوش متفاوت با هدف ایجاد وضوح و شفافیت کر عناصر حجمی ساختار نما موجب شده تا شخصیت تندیس گونه این بنادر بافت شهری خودنمایی کند. گراهام بیزلی اعتقاد دارد که این بنا را | می توان به مثابه مجسمه ای متشکل از اجزایی دانست که با نیروی کششی در کنار یکدیگر نگه داشته شده اند.

بدنه ساختمان مرکز درمانی سنت جانز در واندزوورث تنها از یک نوع مصالح پوشانده شده است . پانل های چوبین روکش دار که مشخصه بارز رنگ چوب بلوط آن یادآور ساز ویولن است. بقية عناصر نماء به شکلی استادانه و به عمد در پیشانی نما قرار داده شده اند چنانکه پنجره های بزرگ این ساختمان، مقیاسی شهری را به ساختمان می بخشند. این اثر به کمک علامت گرافیکی موجود در تراز سقف طبقه اول که به خوبی با ساختار بدنه ساختمان یکپارچه شده، تشدید می شود. به این ترتیب مصالح و مقیاس به کار رفته در طرح این ساختمان، جلوه و حضور شهری این ساختمان مرتبط با مسایل سلامتی را تعیین و برجسته می کند. صرفنظر از درزهای بین پانل های نما، با طرح جزییات خوبی که در طرح نماپوش ها ارایه شده، جزییات و روش ساخت ساختمان به چشم نمی آید. هدف از طراحی این گونه جزییات این است که بنا، به صورت یک پیکر واحد توسط بیننده دیده و درک شود نه به شکل مجموعه ای از اجزای سرهم شده.

نقش تزیینی جزییات

در ترکیب بندی معماری، عناصر تزیینی اغلب در محل هایی به چشم می خورند که قسمت هایی از بنا به طور چشمگیر و برجسته ای از بخشی به بخش دیگر تبدیل می شوند. برای مثال، از دیوار به سقف یا از یک عضو سازهای به عضو دیگر، مانند تیر به ستون، ستون به کف و مواردی از این دست.

نمونه های بسیاری از این گونه تزیینات و همبندی را می توان در معماری قرن بیستم به خوبی مشاهده نمود. چنین نگرشی به جزییات را می توان به ویژه در محل تقاطع عناصر پیش ساخته (چه به صورت بخشهایی از سازه و چه قسمتهای عناصر پوششی)، مشاهده نمود. در نتیجه، در ساختمان های قاب فولادی و در مکانهایی که سازه، نمایان است رویکرد تزیینات گرایانه را می توان در محل اتصال اعضای سازهای به یکدیگر و زیر مجموعه های آنها دید. شکل دهی و طراحی جزییات دقیق و ریزبینانه در ورق های اتصالی، عناصر تأمین کننده سختی سازه، پیچهای جوش ها و عوامل اتصال دهنده، محل های اتصال مهاربندهای قطری و کابل ها ،نقش مهمی را در زیبایی بنا برعهده دارند که این نقش، نه تنها سازه ای است بلکه در کارآیی عناصر نیز تأثیر دارد.

 زیبایی شناسی سازه و جزییات

هنگامی که در نخستین نگاه به یک سازه بدیع می نگریم چه تجربه ای خواهیم داشت؟ درباره آن چه فکر می کنیم؟ زمانی که به سازه می نگریم و از آن لذت برده یا حتی به دل نمی نشیند، آیا باید به دید اولیه مان توجه کنیم یا به اثر بلند مدت آن در ذهن؟ چه ملاحظات عقلانی را باید درباره قضاوتمان مد نظر قرار دهیم؟ برقراری ارتباط شایسته بین اصول مکانیک قواعد و قوانین اکید و سخت دانش و روح فضا (معیار نرم و کیفیت احساسی را چگونه باید برقرار کرد؟

آنتونی وبستر در مورد طراحی پلهای سانتیاگو کالاتراوا اینچنین اظهار نظر می کند: «بهره گیری از اصول مهندسی مکانیک به عنوان سکوی پرتابی برای بیان فرم ساختمان». بنابراین آنچه در طراحی معماری و به ویژه معماری های-تک پررنگ می شود استفاده ای به جا و به هنگام از دو اصل مهم است که هم می توانند در تضاد با یکدیگر قرار گیرند و هم در تعامل با هم.

ناگفته نماند که اگر بیننده قادر به درک زیبایی دیداری و معمارانه جزییات و سازه و حتی در پاره ای موارد تأسیسات (بخش انتهایی همین فصل را ببینید) بشود، آنگاه قادر خواهد بود به ستایش اثر تعامل معمار و مهندسان پروژه پرداخته و از این پس شاید حتی بتواند نوعی نظام فکری برای بررسی و تعمیق پیرامون آثار سازه بر معماری به دست آورد. گرچه این درک و تفسیر بستگی مستقیم به منطق، تجربه، بینش و حس او دارد. باید این نکته را یادآور شد که تنها طراحی مناسب جزییات سازه ای نیست که مفاهیم یادشده را متبلور می سازد، بلکه می توان با بهره گیری از جزییات معماری و نمایان ساختن جزییات سازهای از رهگذر جزییات معماری نیز بر این مهم تأکید کرد. برای مثال در مرکز درمانی س نت جانز.با استفاده از بازشوهای افقی ممتد، امکان مشاهده سازه ساختمان فراهم شده گرچه هیچ یک از اعضا و اجزای | سازهای به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند. این مهم به کمک عدم پیش بینی درز بین پانل های پوششی نما میسر شده است. عدم وجود درز و یکپارچگی نما و همچنین امکان هم باد نصب کردن پنجره ها با سطح نماسازی، بر این نمایان بودن سازه از بیرون ساختمان تأکید می کند. گراهام بیزلی معتقد است که بدون امکان مشاهده سازه، شاید ساختمان با مجسمه تفاوت چندانی نداشته باشد و بیننده تنها می تواند از نظر فرم و شکل ظاهری ساختمان با آن ارتباط برقرار کند.

 جزییات سازهای گویا

الن اوگ، جزییات سازه ای را این گونه توصیف می کند: «طراحی جزییات سازه ای، به عنوان یک فرایند طراحی، شامل طراحی مقطع، نیم رخ نما و اتصالات اعضای سازه ای به منظور نیل به ملزومات مهندسی سازه، نظیر پایداری، مقاومت و سختی لازم است. طراحی جزییات، پس از انتخاب فرم سازهای در طرح، آغاز می شود.» گویایی دیداری یک سازه یا فرم سازه ای، نیازمند داشتن درک صحیحی از عملکرد سازه ای و همچنین ادراک مناسبی از ارزش مشابه سیستم ها و فرمهای سازهای مشابه که می توانند جایگزین همدیگر بوده و عملکرد مورد نظر را به انجام رسانند، است.

نمونه خوب نمایان بودن جزییات سازه ای و تأثیر آن در برداشت افراد از بنا، ایستگاه قطار جنوبی ملبورن است که در آن همه اجزا و اتصالات سازه فولادی سقف نمایان است. طراحی دقیق جزییات سازه ای با هدف بهره مندی از حظ معمارانه در این ساختمان، مثالی خوب از استفاده از فناوری ساخت و سازه در راستای ارتقای معماری است؛ یعنی آنچه که در سده نوزدهم توسط اوژن امانوئل ویوله لو دوک مطرح و اجرا می شد.

 تعامل مصالح و جزییات

فرانک لوید رایت می گوید: «هر مصالح، پیام مخصوص به خود را دارد و برای یک هنرمند خلاق، نوای مختص به خود را ساز می کند.» او در ادامه توضیح می دهد: «هر مصالحی به زبان ویژه خودش با معمار سخن می گوید، درست مثل بیانی که خط و رنگ دارند.» به رغم رویکردهای مبتنی بر جهانی سازی روش های ساخت و ساز در صنعت ساختمان، باز هم طیف وسیعی از تفاوت ها را می توان در شیوه های طراحی و ساخت بنادر نقاط مختلف دنیا مشاهده نمود. به بیان دیگر، معماران و مهندسان، جهانی فکر کرده و منطقه ای عمل می کنند. معمارانی که دامنه طراحی هایشان محدود نبوده و بردی بین المللی دارد، سعی دارند تا از مصالح، فنون و روش های ساختی بهره بگیرند که خاص منطقه طرحشان بوده و به سادگی در آن کشور در دسترس است. رم کولهاس بیان می کند می کند که سعی در استفاده بهینه از ویژگی ها و کیفیت هایی دارد که به سادگی در کشور مورد نظر، دست یافتنی هستند». و از این رویکرد، به مثابه ابزاری برای خلق آثاری متمایز و متفاوت در مناطق گوناگون بهره می گیرد.

جزییات، عملکرد و تلقى افراد از ساختمان

نیاز به گشودگی و دسترس پذیری که از ارکان معماری پسامدرن بود، نقش شیشه و سرسراهای بزرگ ورودی را در ساختمان های عمومی پررنگ تر کرد. برای مثال، بنیاد هنر مدرن میدلزبورو (موردکاوی فصل پنجم را ببینید) نوعی میدانگاه عمومی شهری با بدنه های شیشه ای را ورای نوعی نورپردازی مهیج بر بدنه دیواره سنگی دارای شکستگی به معرض نمایش می گذارد و ژستی قوی و چشم گیر را از ساختمان در فضای شهری خلق می کند. بر روی سه وجه دیگر (به جز دیوار شیشه ای دیوارها به رنگ سفید در آمده اند و این شمای ناواضح و مبهم، پیامی عکس آنچه دیوار شیشه ای منتقل می کند را به مخاطب منتقل می کنند. به این ترتیب برخلاف بدنه شیشه ای، سه دیوار دیگر حسی آکنده از کم بهایی و ناهمبستگی را به بیننده القا می کنند .

مباحثی نظیر ایمنی و محرمیت، طراح را ملزم می کند که ک درون ساختمان را از دیدی بیرونی عابران پنهان کند. اما شیشه ای (شبیه آنچه در مرکز دادگستری منچستر مشاهده نشد استعاره ای از مردم سالاری و القای حس شمول مردم در فرایند مدیریتی – سیاسی است که می تواند به عنوان ابزار معمار در طراحی فضاهای عمومی، شهری، دادگاهی و سیاسی باشد (شبیه آنچه در وزارت امور خارجه آلمان در برلین که در مورد کاوی فصل پنجم بررسی خواهد شد، رخ داده است).

به هررو شفافیت و نمای سوگذر می تواند بر تقویت رابطه بین انسان و اجتماع بیفزاید و بر حس افراد و شهروندان از بناهای احداث شده در فضای زیستی شان تأثیرگذار باشد. در قرن بیستم، نوعی خیزش تفکری در طراحی نزد معماران شکل گرفت که آنها را ملزم به ایجاد بیانی نمایشی از بناهای عمومی می کرد. بروز این نحله فکری به این دلیل بود که در آن دوران، دیگر زبان و بیان معماری سنتی پاسخگوی نیازهای معماران نبود و توانایی انتقال مفاهیم و بیان کاربری های ساختمان هایی که از لاک ایستا خارج شده و بیشتر به سمت و سوی پویایی تمایل پیدا بودند، نداشت. در انتهای قرن بیستم بود که معماران عملکردگرا که از کمبود تصویرسازی آشنا در ذهن بیننده، نمایش سه بعدی و جزییات صنعتی در فضاهای معماری با هدف ایجاد غرور و تفاخر مدنی در رنج بودند، اقدام به شکل دادن این نهضت فکری کردند.

البته در ساختمان هایی که با هدف ارضای نیازهای پیچیده تر عملکردی طراحی شده اند یا به اصطلاح چندمنظوره هستند نمی توان به سادگی آنچه شرح داده شد یک شمای کلی از ساختمان طراحی کرد. در چنین مواردی است که بدنه و پوشش ساختمان و به ویژه سطح نمای آن است که می تواند جولانگاه تاختن سمند خلاقیت معمار باشد.

 جزییات و تأکید بر فرم، بافت و رنگ ساختمان

سطوح نما و بدنه های اصلی ساختمان بیشترین حوزه هایی هستند که مورد مشاهده افراد قرار می گیرند و از همین روست که تمرکز بر طراحی جزییات آنها می تواند در نقش و تأثیر ساختمان در میان بافت شهری نقش به سزایی ایفا کند. تغییر اندک اما ماهرانه در بافت، رنگ یا درخشندگی نما می تواند تأثیر زیادی بر شخصیت ساختمان و تلقی افراد از آن داشته باشد.

برخی ساختمان ها (اغلب بناهای کوچک) دارای فرمهای انتزاعی و ساده ای هستند. معماران توانمند و خلاق از جزییات به مثابه تنها ابزاری که می شود از آن برای القای حس تنوع از ساختمان طرح خود در افراد استفاده کنند، بهره شایسته ای می برند. رویکردی مشابه آنچه معماران سنتی در تزیینات گچبری سرستونها یا کتیبه ها مورد استفاده قرار می داده اند را می توان در ساختمان های مدرن نیز شاهد بود. ساختمان مرکز اجتماعات شان اوکیسی در دابلین را دیوارهای بتنی از نوع بتن درجاو دارای چین و موج هایی تشکیل داده اند. این چین و شکن ها علاوه بر ایجاد بافت در سطح نمای ساختمان، موجب انتزاعی تر شدن فرم ساختمان می شوند، چراکه وجود این موج هاو چین و شکنها سبب پنهان شدن درزهای بتن ریزی و قالب بندی می شود.

مجموعه مسکونی هرینگ بون که بدنه آن از چوب درخت ایبه پوشیده شده است بنایی است که در آن از جزییات، بافت و آرایش اجزای پوشش نما در جهت تأکید بر رنگ استفاده شده است .اجزای منفرد چوبی نماپوش در نمای این ساختمان، در قطع و به گونه ای برش خورده اند که بتوانند آرایش جناقی به خود بگیرند. نورگیرها و پنجره های نواری افقی این ساختمان نیز به شکلی متفاوت نور روز را دریافت کرده و به درون ساختمان هدایت می کنند. هم نشینی این پنجره ها (که مقیاسی بزرگ تر از پنجره های متداول در ساختمان های معمولی دارند) با نماپوش ها، نوع دیگری از الگوی طراحی و تضاد در طراحی نما را به معرض نمایش می گذارد.

مرکز روثین کرفت که یک ساختمان یک طبقه بتنی است از دالهای یکپارچه بتنی در دیوار (دال های به ارتفاع یک طبقه و کف بتنی ساخته شده که بر روی زمین بتن ریزی شده و پس از گیرش نهایی، به روش تیلت آپ در محل مورد نظر قرار داده شده اند. در بتن مورد استفاده در دال های یادشده از رنگ دانه های قرمز رنگی استفاده شده که به رنگ سنگ های منطقه بسیار شبیه است و در بسیاری از ساختمان های مهم شهر استفاده شده است. سطح بتنی دیوارها هنگامی که در اثر بارش باران خیس می شود، نوعی موج در آن پدیدار می شود که بافتی خطی از بالا تا روی ازاره پدید می آورد.البته این اثر جالب امری از پیش تعیین شده نبوده و معمار و پیمانکار ساخت پروژه به هنگام ساخت و در محل کارگاه ساختمانی متوجه این امر شده اند که با استقبال معمار مواجه شده است. این خطوط ایجادشده به هنگام بارش باران، با درزهای نمایان پیش بینی شده بین پانل های نما هماهنگی خوبی داشته و از سنگینی دیوار بتنی می کاهد. در حقیقت این خطوط مجازی ایجادشده در نما از مقیاس بزرگ نما کاسته و با هندسه درزهای موجود، بافتی جالب توجه را بر سطح دیوار پدید می آورند.

جزییات معماری و تأسیسات ساختمان

شاید بتوان ساده ترین کمکی که معمار می تواند از رهگذر طراحی جزییات به تأسیسات ساختمان بکند، پیش بینی فضای عبور ادوات و لوله های تأسیساتی و عدم ایجاد مزاحمت بصری آنها در فضای معماری پنداشت .اما با اندکی دقت نظر، معمار پروژه می تواند از ادوات و عناصر تأسیساتی در راستای هرچه پربارتر ساختن معماریش استفاده کند. به این ترتیب، عناصر تأسیساتی که معمولا در پس سقفهای کاذب و – تیغه ها از نظر پنهان می شوند می توانند به عنوان ابزاری کارآمد در راستای ارتقای معماری مطرح شوند.

این استفاده زیبایی شناسانه از ادوات تأسیساتی می تواند هم به شکلی ساده انجام پذیرد و هم اینکه با صرف دقت و زمان کافی از  تأسیسات به گونه ای استفاده کرد که گویی جزیی جدایی ناپذیر از معماری  است.

برخلاف رویکرد رایج مبتنی بر اینکه ادوات تأسیسات به عنوان عناصر تحمیلی به طرح معماری برشمرده شوند، معماران می توانند از امکان بالقوة عناصر تأسیساتی به عنوان عناصر تزیینی استفاده کنند. چنین نگرشی را کالاتراوا در ایستگاه اشتادل هوفن به کار بسته است. تونشستگی هایی که در کالبد بتن سازه ای برای جاگیری ادوات نورپردازی پیش بینی کرده، به گونه ای در کیفیت معماری فضا اثرگذار است که نمی توان آن را از معماری جدا دانست. کیفیت دیداری حفره های شبیه به قطره و نحوۀ قرارگیری واحدهای نورپردازی در طرح ایستگاه یادشده، چنان تأثیر دیداری در فضای داخلی دارد که می توان آن را مهم ترین مؤلفه در طراحی این ساختمان داخلی دانست.

 جزییات معماری و نمادگرایی

جزییات معماری می تواند در راستای انتقال مفاهیم نمادین یا القای حس شبیه سازی در بیننده به یاری معمار بیاید. تغییری اندک در جزییات عناصر و اجزای ساختمانی که شاید این تغییر، کمترین تأثیری بر عملکرد، نحوه انتقال بار، سیستم های تأسیساتی – خدماتی و دیگر عرصه ها و حوزه های معماری نداشته باشد، می تواند بر بار معنایی و کیفیت استعاری فضا بیفزاید. سازه درختی طراحی شده توسط فون کردن 2 پایانه شماره ۱ فرودگاه اشتوتگارت مثالی از این که از فصل دوم را ببینید که بيورن نورمان ساند اگر از است که بيورن نورمان سانداکر از آن به جنگل سفید تعبیر می کند. وی در این باره شرح می دهد هنگامی که که فرد وارد این پایانه می شود، گویی پا به درون جنگلی * که پر است از درخت های مصنوعی سفیدرنگ. ستونهای فولادی این ساختمان از زمین قدری بالا رفته و سپس به سان شاخه های درخت، طی چند مرحله منشعب شده تا به سقف برسند. سقف این بنا که ساختاری شبکه ای از تیرهای متقاطع است به آرامی بر روی درختان نشسته است.»

تقلید از فرم های طبیعی موضوع جدیدی نیست و معماران و مهندسان از دیرباز سعی در شبیه سازی فرم های طبیعی با هدف بهره گیری از رفتار بهینه آنها داشته اند. بر همگان روشن است که طبیعت با مصرف حداقل ماده، به بهترین وجه و به مناسب ترین روش ممکن، نیروها را انتقال می دهد.

جزییات مشابه آنچه در پایانه یادشده عنوان شد را سانتیاگو کالاتراوا در صفحه ستون های سایه بان ورودی دبیرستان وولن استفاده کرده است. صفحه ستون های نشیمن گاهی که برای قرارگیری وادارهای فولادی نما هستند به شکل کف پای انسان طراحی شده اند تا هم حس ایستایی و پایداری را تداعی کنند و هم سطح مورد نیاز برای انتقال نیروها از وادارها به شالوده و جلوگیری از تمرکز تنش فراهم شود.

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*