سیمای شهر

کتاب-سیمای-شهر

نام کتاب:سیمای شهر

نویسنده:کوین لینچ

مترجم:دکتر منوچهر مزینی

انتشارات:دانشگاه تهران

پیشگفتار بر چاپ سوم کتاب

محیط زیست آدمی نه تنها شامل عوامل طبیعی چون درخت و تپه و دشت می شود، بلکه عوامل ساخته و پرداخته خود آدمی یا آن چه که به انگلیسی

man – made environment نامیده می شود نیز بخش عمده ای از محیط زندگی را فراهم می آورد. البته آثار معماری که حاصل فعالیت آدمیان در ساختن و ساختمان است خود در شمار محیط ساخته و پرداخته آدمی می آید و بخشی از آن است ولی همه آن نیست. آن چه جوهر و اساس کتاب سیمای شهر را پدید می آورد توجهی است که در آن به محیط ساخته و پرداخته آدمی شده است و راه های بهبود و اعتلای آن که پژوهش و کشف شده و به خواننده باز گفته شده است.

اصول معماری از دیر زمان مورد بحث و مطالعه قرار گرفته و احتمالا هنگامی که وینژویوس Vitruvius معمار و صاحب نظر رومی نخستین سده پیش از میلاد از سه اصل استحکام solidite ، آسایش Commodite و زیبائی beaute سخن به میان آورد البته بیشتر به تأثیر معماری کلاسیک یونان نخستین سنگ های مبانی معماری را پایه گذاری کرد، هریک از این سه اصل نیز خود تعاریف مفصل و مبسوطی دارد که از زمان ویتوریوس تاکنون بارها صورت گرفته است و شناخته ترین آن ها آثار ویله گدوك violet- le – Duc معمار و محقق فرانسوی قرن نوزدهم است که کتابهایش نه تنها در بزار Beaux – Arts ، جائی که وی کرسی استادی داشت، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان تدریس شد. اما چنان که گفتیم، معماری بخشی از محیط زیست ساخته و پرداخته آدمی را پدید می آورد، آن را می سازد و شکل می دهد. درک محیط و داشتن دیدی جامع از آن مستلزم بنیان گذاردن اصولی تازه بود که لینچ در کتاب سیمای شهر با مهارت و دقت و اصالت آن را پی ریزی کرده است. محتملا سیمای شهر در تبیین اصول محيط همان نقشی را بازی میکند که مطالعات ویترویوس و ویله گدوک در تعریف اصول معماری کرد.

پنج عامل سیمای شهر: راه، لبه، گره، محله و نشانه که لینچ برای نخستین بار آن ها را در این کتاب مطرح می کند و سپس به تعریف آن ها می پردازد و آن گاه با ذکر و توصیف مثال هائی چند چراغی فرا راه درک آن ها و درک محیط فراهم می آورد حاصل بینش و حاصل اندیشه او است، یا در حقیقت، این پنج عامل را وی کشف کرده و به مدد آن ها محیط کالبدی را بهتر دیده و بهتر نشان داده است. اگرچه پدیده های طبیعی نیز در به وجود آوردن این عوامل مؤثر توانند بود و یا به راستی این عوامل می توانند حاصل ترکیبی از پدیده های طبیعی و پدیده های ساخته دست آدمی باشند، ولی سهم آدمی در به وجود آوردن آن ها و پرداختن به آن ها بسیار مهم است. از همین رو است که لینچ تنها به تعریف و توصیف این عوامل نمی پردازد، بلکه راه های ساختن سیمای شهر به قسمی که واجد این عوامل باشد نیز در این کتاب باز گفته می شود .

بحث بی سیمائی شهرهای امریکائی ، في المثل، در مقایسه با شهرهای اروپائی که در موارد بسیار از سیمائی با شخصیت و قابل ملاحظه برخوردارند چند بار در این کتاب مطرح می شود و به نظر می رسد مؤلف کتاب در مرحله نخست می کوشد به هموطنان خود بقبولاند یا بفهماند که غیر از ملاحظات عمل کردی (که از آن نظر نیز این شهرها نمونه نیستند) مظاهر دیگری که وی آن ها را در زیر چتر سیمای شهر گرد آورده و مطرح کرده است وجود دارد که درک آن ها برای زیست، یا بهتر، بهزیستی آدمی در شهر و محیطی که در برگیرنده شهر است لازم است. لینچ خود در این باره می نویسد: «در حال حاضر شهری که محیطش زیبا و دلنواز باشد، نادر است و یا به گمان بعضی اصلا وجود ندارد. حتی یک شهر آمریکائی، کوچک یا بزرگ موجود نیست که تمام مظاهر آن نیکو باشد. تنها پاره ای از شهرها اجزائی خوش دارند { تأکید از ما} و از همین رو شگفت آور نیست اگر بسیاری از آمریکائیان ندانند معنای زندگی در محیطی که زیبا و محظوظ کننده باشد چیست. بسیاری از آمریکائیان زشتی شهری که در آن ساکن هستند برایشان آشکار است و از تراکم، کثافت، دود، آشفتگی و یکنواختی بسیار آن شکایت دارند؛ اما از ارزش بالقوه ای که در محیطی متوازن موجود است بی خبرند».

این چنین بی سیمائی خاص شهرهای امریکائی و این چنین بی اطلاعی نسبت به محیط شهر خاص شهروندان این کشور نیست. از نتایج نامبارک و نامقبول زندگی جوامع صنعتی و نیز پس از آن، شتابی است که براین جوامع مستولی شده است، بی آن که به راستی آدمیان هم به سبب ساختمان جسمانی و روانی خود و هم به دلیل زیست و رفتار در جوامع سنتی، برای چنین شتابی آماده باشند. گسترش شهرها تقریبا در سراسر جهان در قرن اخير زاده این شتاب است و از مسببین اصلی بی هویتی شهرهای کنونی است. کتاب حاضر به راستی کوششی است برای وضع معیارهائی که شهر واجد سیما و باهویت به ورود آورد؛ یا به شهر موجود سیما و هویت دهد.

آن چه به اعتقاد من در طرح نکاتی که لینچ در سیمای شهر مورد توجه قرار می دهد فوق العاده حائز اهمیت است آغاز دگرگون کردن مفهوم شهر، از پدیده ای دو بعدی و کاغذی – چنان که مرسوم نقشه کشان شهری» بوده – به پدیده ای چند بعدی و همراه آن زندگی شهری است. بسیاری از طرح هائی که برای بسیاری از شهرهای جهان در میان شتاب عصر حاضر تهیه شده دوبعدی است و بدون ملاحظاتی است که بخش اعظم کیفیات بصری شهر پدید می آورد.

پاره ای از دلائل چنین وضعی، البته مربوط به آن است که در حال حاضر وسائل ما برای تجسم و ادراک و نیز ترسیم شهر در فراسوی دوبعد، ناقص است. هیچ کس قادر نیست شهر را در حال پویائی و زندگی و حرکت ترسیم کند. اما پاره ای دیگر از دلائل، مربوط به نقض اصولی است که در شناخت شهر در ورای مفاهیم دوبعدی آن موجود است. لینچ در سیمای شهر نخستین قدم را در راه رفع چنین نقیصهای برداشته است و به شهادت استقبالی که از این کتاب شده است همه جا موفق بوده است.

در حال حاضر، در مغرب زمین تعداد کتبی که در رشته های معماری و شهرسازی انتشار می یابد، در مقایسه با گذشته چندان فزونی یافته که حتی امکان نگاهی گذرا به همه آن ها برای اهل حرفه و متخصصان میسر نیست، انتخاب کتاب خوب برای یک صاحب حرفه به کیفیت کتاب بسته است و به قبولی عام کتاب و شهرت و اعتبار آن و به نقدهائی که ممکن است از کتاب در مجلات حرفه ای منتشر شود و نیز تا اندازه ای – به ویژه در مراحل نخستین انتشار کتاب – بستگی به شانس و تصادف دارد. البته به ندرت کتابی خوب برای مدتی دراز از دیده پنهان مانده اهل فن را به خود جذب نکرده است. اگر تا مدتی قبل فقدان کتاب در پاره ای زمینه ها کاملا محسوس بود و در موارد بسیار رنج آور، و متخصصان را دچار مشکلاتی می کرد که جز با کوشش فردی رهائی از آن ممکن نبود، امروز در بسیاری زمینه ها وفور کتاب وجود دارد و انتخاب اصلح ! مطرح است. این راست است که هر مؤلف موضوع را از دیدگاه خود می بیند و آن را بسته به اندیشه ها و احيانا مطالبی که خود روزی بدان ها نیاز داشته به رشته تحریر در می آورد، هنوز حوزه ها و عرصه هائی وجود دارد که کاملا روشن نشده اند و یا نوشته در آن باره ها در انطباق با نیازهای حرفه ای همگان نیست، ولی روی هم رفته و به طور کلی، چنان که گذشت اکنون فراوانی کتاب و فزونی تعداد آن در زمینه های بسیار انکار ناپذیر است.

از میان کتاب های فراوان – و گاه فزون از اندازه – کتاب هائی هستند که مرده به دنیا می آیند و عمرشان به پایان نسخ چاپ اول نیز نمی رسد. پاره ای دیگر ممکن است نظر اهل حرفه و متخصصان را به خود جلب کنند و مدتی مورد استقبال قرار گیرند، اما پس از مدتی یا به سبب کهنگی مطالب و یا به سبب انتشار کتاب های بیشتر و بهتر در همان زمینه و همان موضوع از رونق بیفتند. گروهی دیگر از کتب رونقشان سالیان سال دوام می آورد و انگار هرگز کهنگی نمی یابند.

کتاب حاضر از جمله کتاب های دسته اخیر است، یعنی متجاوز از سی سال تازگی و اهمیت و رونق خود را حفظ کرده است و با آن که چاپ های متعدد از آن شده، همچنان یکی از پرفروش ترین کتب حرفه ای در زمینه معماری و شهرسازی است و اما چه چیز استقبال صاحبان حرفه و اهل نظر را از این کتاب توجیه می کند و یا آن را توضیح می دهد؟ اگر این پرسش را در یک جمله موجز پاسخ گوئیم: سیمای شهر واجد مطالبی اساسی و مورد نیاز درباره شهرسازی و معماری است که به موقع و بجا ابراز شد. توپنداری این کتاب پرسش های کرده و ناکرده ولی مورد نیاز حرفه را پاسخ داد .

الكربوزیه هنگامی که در سیر و سفرهای مفید les voyages utiles خود، نظرها را به جنبه های خوب معماری گذشته، از قسطنطنیه و کرانه های مدیترانه تا جبل الطارق، جلب می کند، در سرزنش آن ها که اصالت و زیبائی و سادگی معماری این نواحی را نادیده گرفته اند، از چشم هائی که نمی توانند دید: les yeaux qui ne voient pas صحبت می کند و چشم بینا را مانند سیر و سفرهای مفید از جمله شرایط درک معماری و شهرسازی و پرداختن بدان ها اعلام می کند. اما لكربوزیه خود معلم نیست و به صورتی منسجم و نظام یافته به ما نمی گوید چشم بینا چه چیزهائی را می بیند. این مهم را لینچ در سیمای شهر به عهده گرفته است و از عهده آن به خوبی برآمده است. البته لینچ چنان که خود با حق شناسی و سپاسگزاری اظهار میکند از چشم بینای گئورگی کپس در دیدار از شهر و يحتمل در به نظام آوردن حاصل این دیدار مدد گرفته است. و کپس مانند بسیاری از صاحب نظران و متخصصانی که در سال های سی و چهل به قاره جدید مهاجرت کردند و پاره ای از آنان چون میس ونده رو و گرپیوس در این قاره به اوج شکوفائی خود رسیدند، دست پرورده فرهنگ غنی اروپا است. حاصل کار آن که اینان با به یاد آوردن جنبه های نیکوی معماری و شهرسازی اروپائی به جستجوی عواملی پردازند که به شهر کیفیت بصری مطلوب دهد، – به یاد آوریم که پژوهشی که سیمای شهر براساس آن ساخته شد در بستن صورت گرفت که بسیاری از کیفیات شهر اروپائی را در خود دارد – و از همه مهم تر این که نظرات خود را از کیفیت بصری مطلوب، به شیوه ای نظام یافته و با معیارهائی تعریف شده و معین به آشکارا و فصاحت ابراز می دارند. جالب است که این معیارها با همه منشاء اروپائی که دارند تقلیدی از معیارهای اروپایی نیست و دعوت به کهنه پرستی نمی کند، بلکه چون حاصل و | جوهر سال ها تجربه شخصی براساس مشاهدات دقیق شهرها است، در عین استواری و استحکام، تازگی و اصالت مبتکرانه دارد.

همین معیارها که لینچ در سیمای شهر مطرح و تعریف کرده و با مثال ها و مشاهدات مستقیم آن ها را به محک آزمایش کشیده و به آنها روشنی و دقت داده است، اکنون اساس و مفهوم کیفیات بصری شهر را پدید آورده و همان گونه که هرجا صحبت از انرژی و ماده است صحبت از نظریات آینشتاین است، هرجا بحث شهر و سیمای آن پیش آید، صحبت از این معیارها است که به تعبیری باید آنها را کشفیات لینچ یا ساخته و پرداخته ذهن وی به شمار آورد.

من در مقدمه ام بر چاپ دوم این کتاب از این معیارها سخن گفته ام و خود کتاب تعریف دقیق آن ها را به دست می دهد. از تکرار این مطالب در میگذرم. اما همان گونه که در آغاز این بحث اشاره کردم، بزرگترین اهمیت آن ها در این است که دیده ناظر علاقمند و دست اندرکاران معماری و شهرسازی را به مظاهر بصری محیط میگشایند و از همین رو ارزش کلاسیک یافته اند. چون محیطی مناسب و درشأن زيست آدمی تنها محدود به روابط عمل کردی نمی شود، موفق ترین شهرها از نظر روابط اقتصادی – چنان که في – المثل پاره ای از شهرهای امریکا چنین اند – ممکن است بی روح و یکنواخت و خسته کننده باشند. آن چه زندگی را می سازد و به محیط، زندگی و سر زندگی می دهد علاوه بر روابط خوب عمل کردی باید واجد كیفیاتی باشد که بحث لینچ در سیمای شهر بر سر این کیفیات است. لینچ این کیفیات را شناخته و به صورتی سازمان یافته به تعریف و تشریح آن ها پرداخته است. و این کار برای نخستین بار است که بدین صورت شکل گرفته است و تقریبا نخستین گام در این راه است. پس بگذارید همان گونه که دلخواه لینچ نیز بوده است از آنها عواملی خشک و لايتغير نسازیم. بدون تردید بدون آگاهی براصول نیوتن، فیزیک را نمی توان دانست؛ اما دیری است فیزیک حد اصول نیوتن را در نوردیده است. این سخن ممکن است بر آنان که رفتاری تبعی و | تقلیدی دارند و برده وار راه و رسم و کشفیات مغرب زمین را پیروی می کنند سخت گران آید. من امیدوارم در جائی دیگر و فرصتی مناسب تر درباره این نکات صحبت کنم ولی در این جا اشاره به این نکات را از این رو ضروری می دانم که پرسش و بحث را که از لوازم نخستین دانش پژوهی و معرفت خواهی است ترغیب و تشویق کنم .

برآن چه نوشتم باید خبری تأسف انگیز را اضافه کنم و آن این که کوین لینچ، معمار و شهرساز و استاد ارزنده معماری و شهرسازی دیگر در میان ما نیست. با آن که چندان عمری از او نگذشته بود که به حکم کهولت زندگی را بدرود گوید، ولی احتمالا به حکم کار زیاد از این جهان رخت بربست. شاید چاپ نامه ای از لینچ که خواننده را با خط و انشاء و اندکی با افکار خصوصی وی آشنا کند، قدری فقدان او را جبران کند. این نامه را لینچ به من، مترجم فارسی کتاب سیمای شهر، به سال ۱۹۷۹ نوشت. من خود هرگز لینچ را ندیدم، اما در همین سال در سفری به بستن به او تلفن کردم و گفتم کتاب ارجمندش را به فارسی برگردانیده ام، – تازه چاپ دوم این کتاب در ایران منتشر شده بود. این خبر، هم تا اندازه ای او را متعجب کرد و هم خوشحال. گوئی انتظار نداشت که کسی کتابش را به این زبان ترجمه کند. به احتمال بسیار تا آن زمان، یک دو سه دانشجوی ایرانی از شاگردان او بودند. ایران را خوب می شناخت و می دانست نام زبان ما فارسی است. مرا به منزلش دعوت کرد، متأسفانه چون فرصت نداشتم نپذیرفتم. فکر می کردم در فرصت های آینده او را خواهم دید. این فرصت با وجود دیدارهای مکرر من از بستن و اقامت چند ساله ام در این شهر هرگز به دست نیآمد. اما لینچ یک نسخه از ترجمه فارسی کتاب را نیز خواست – امری که خود با شوق می خواستم در آن پیش قدم شوم – که برایش فرستادم، در واقع این نامه ای که در سطور آینده می خوانید پس از دریافت ترجمه فارسی کتاب نگاشته است.

نایاب شدن دو چاپ گذشته سیمای شهر حکایت از آن دارد که اثر لینچ مورد توجه فارسی زبانان قرار گرفته است. تردیدی ندارم که چاپ سوم کتاب نیز که با دقت بازخوانی شده، با آخرین چاپ متن اصلی کتاب (به سال ۱۹۹۰) مقایسه شده و در آن اصلاحات لازم به عمل آمده همچنان مورد استقبال قرار خواهد گرفت. |

منوچهر مزینی تابستان ۱۳۷۱

 

ترجمه نامه لینچ به مترجم فارسی «سیمای شهر»

اسپتامبر ۱۹۷۹

آقای مزینی عزیز

نامه محبت آمیز شما و ترجمه فارسی کتابم را تازه دریافت کرده ام. همان گونه که ممکن است حدس بزنید، دیدار نوشته انسان به زبانی دیگر، به ویژه زبانی که آن را نمی شناسد و محتم؟ هرگز به آن تکلم نخواهد کرد، احساس عجیبی پدید می آورد. هنگامی که سنگی به آب انداخته می شود، موج هائی که بر می انگیزاند گاه چنان دور می روند که دیگر نمی توان رابطه شكل و سرعت موج های نخستین و موج های آخرین را دید. انسان دیگر نمی داند این امواج به کجا می روند و آیا انگیزانند؛ چیزی خوب هستند و یا زیان آورند.

برای کوششی که در ترجمه کتاب من و انتشار آن کرده اید از شما بسیار سپاسگزارم و بیش از آن از سخنان محبت آمیز شما که همراه کتاب برایم فرستادید تشکر می کنم. اگر کتاب من مورد استفاده شهرسازان و معماران ایران قرار گیرد فوق العاده خوشحال خواهم شد. دست کم عنوان کتاب وقتی به فارسی در روی جلد نوشته شده بسیار زیبا است. آرزویم این است که حروف انگلیسی به اندازه حروف فارسی زیبا بود.

مقاله شما به انگلیسی درباره ماسوله نیز فوق العاده جالب بود؛ اما فقط اشتهای مرا برای دیدار این آبادی تحریک کرد. علاقه دارم شما را ببینم و نیز از این آبادی دیدن کنم. شاید امریکائیان به تدریج در ایران بهتر پذیرفته شوند. اطمینان دارم می دانید در حالی که ما نفت شما را مصرف می کنیم، اما همه ما علاقه نداریم به جای نفت به شما سلاح های نظامی پیشرفته و صنایعی فروخته شود که به کارتان نمی آید و به رابطه حکومت امریکا با رژیم گذشته شما نیز شائق نبودیم.

در هر حال، تشکر فراوان برای کتاب شما .

با مودت،

کوین لینچ

 

Sept. 1, 1979

Dear Mr. Mozayeni,

I have just received your kind letter, and your translation of my book into Farsi. It is, as you might

guess, a peculiar feeling that one has, when one’s

writing is translated into another language – especially a language that one does not speak, and probably never will speak. It is though ripples, moving out from a stone you had thrown, had moved so far that their

shape and their speed no longer had any relation to

the original impulse. One wonders where they are

going, and whether they will cause good or harm !

I am very grateful to you for your efforts in translating the book, and having it published, and most grateful for your kind words. I shall be pleased, indeed,

if the book is of any help to planners and architects in

Iran. The title, at least, looks very beautiful in the Farsi

script! I wish that our English was as handsome on the

page!

Your article on Massuleh was most interesting. It only whets the appetite, of course. I should like to meet you, and visit that settlement. Perhaps North Americans may in time be more welcome in your country. I am sure that you realize that while we use your oil, not all of us were interested in selling you high

technology and sophistecated weapons, nor very fond of our relation with your former regime.

In any case, many thanks for your book.

Sincerely KevinLynch

 

سخنی از مترجم

برای سکونت و زندگی ، شهر خانه ای است بزرگ و همان گونه که خانه باید از صفات و مزایایی برخوردار باشد تا سکونت و زندگی را مطلوب و آسایش بخش سازد ، شهر نیز باید دارای کیفیات و ویژگیهائی برای تأمین آسایش و راحت باشد و نیز مانند خانه محیطی

گرم و صمیمی و دلپذیر که زندگی را مرفه و مطلوب سازد. اگر چه در بسیاری موارد و به درجات مختلف در کشورها و شهرهای گوناگون هنوز خانه از بسیاری از صفاتی که بایدو می تواند داشته باشد محروم است : طرح آن مطابق بازندگی ساکنین آن نیست ؛ نسلی تازه گرفتار و محبوس طرح و ساختمانی است که خود در آن دخالتی نداشته و نسل با نسل های گذشته برای وی باقی گذاشته اند؛ تسهیلات و تجهیزات با کافی نیستند و با کیفیت مطلوب ندارند ؛ عرصه های خصوصی و عرصه های جمعی زندگی – به گفته «چرمایفر و الکساندر» از یکدیگر جدا شده و هیچ یك حرمت وحریم خویشتن را نیافته اند ؛ خانه به عوامل زیبائی و معیارهای هنرمندانه آراسته نیست و مسائلی از این قبیل که همه کم یا بیش با آن آشنائیم و سرو کار داریم . با این همه و بر روی هم امکان چیرگی بر مشکلات یك خانه هم به مراتب از امکان رفع مشکلات به شهر کمتر است و هم انکه اصولا در مقام مقایسه ، به مسئله خانه به دست کم از این نقطه نظرها – بیشتر از مسائل شهر توجه شده است. و بعنوان مثال این که خانه باید سیمائی مطلوبو دلپسند داشته باشد مسئله ای است که معماران ، دست اندرکاران، هنر شناسان و خبرگان از مدت ها پیش به آن توجه کرده اند؛ اما سخن درباره سیمای شهر که موضوع کتاب حاضر است هم اندك است و هم تازه و به همین جهت چندین بار براهمیت کتاب می افزاید .

مقایسه ای دیگر بی مناسبت نیست : در سطور بالا پاره ای از مشکلات خانه و از آنجا شهر را به اشاره یادآور شدیم ، مسئله توجه به سیمای شهر، فقدان آن و کوشش در شناسائی و به وجود آوردن آن از جمله يك از مهمترین مشکلات شهر است . افزایش جمعیت که مدام زندگی شهرها را تهدید می کند و از جمله عوامل فسادو پستی و بیگانگی در شهرها است ؛ روی آوردن بی رویه جمعیت روستائی به شهرها و شهرهای بزرگ ، جمعیتی که فاقد تمدن و فرهنگی و آمادگی شهر نشینی است، مسائل ترافيك ، مسائل آلودگی هوا، مسئله فضای باز ، فضای سبز و فضای بازی و بسیاری مسائل دیگر مانند آن در عین آن که به جای خود قابل توجه و سزاوار اندیشه فراوانند مسائلی هستند که در باره شان به طور کلی و نسبی چندین برابر مسئله سیمای شهر و مشکلات آن سخن گفته شده و کتاب و مقاله به رشته تحریر در آمده است . اما سیمای شهر دلینچ» نخستین و تا اینجا شاید آخرین کتاب درباره سیمای شهر باشد. این پیش از آن که پیش از کتاب به مفهوم و اهمیت سیمای شهر بپردازیم و اشاراتی در باره آن به خواننده فارسی زبان دهیم ، پرسش این است که علی رغم مشکلاتی چون آلودگی هوا و یا تراکم ترافيك آیا لازم است به مشکل سیمای شهر بپردازیم و به آن توجه کنیم ؟ به اعتقاد من آری. اکنون روشن است که در سیستمی که فشار های ( constraints) گوناگون موجود باشد ، نمی توان به انتظار نشست تامهاريك فشار به صورت کامل صورت پذیرد و آنگاه نوبت را به فشارهای دوم و سوم و n ام داد. باید در سیستم بسیط و پیچیده ای که در آن همه فشارها عمل می کنند ، همه فشارها همزمان یکدیگر ( simultaneously ) در نظر گرفته شوند . در سیستم پیچید شهرهای امروزی ما ، فشار سیمای شهر به همان اندازه اهمیت دارد که فشار آلودگی هوا و مسائل دیگر ؛ جز آنکه ممکن است اثرات ناشی از آلودگی هوا را به صراحت در افق لوس آنجلس به صورت smog ودر خیابان تخت جمشید تهران در ماههای گرم تابستان به صورت ذرات معلق در هوا به وضوح مشاهده کنیم و مشاهده زشتیهای سیمای این دو شهر ، به عنوان مثال ، نیاز به دقتی بیشتر داشته باشد اما به صورت واقعیتی موجود مانند همان smog لوس آنجلس وذرات آلوده هوای تهران در جو و فضای شهرهایمان موج زند ، آنها را آلوده کرده و مخل آسایش زندگی و چشم خراش باشد و از آن بالاتر ، وجود آن مساوی باشد با عدم امکان برای تجار بی معقول و والاکه روان انسان بی تردید بدان نیازمند است و حتی کالبدی در امان از آلودگی هوا با وجوداین زشتی نمی تواند به زندگی و سرزندگی خود ادامه دهد.

سیمای شهر چیست؟ تمام عواملی از شهر که به دیده می آیدو چشم قادر به تماشای آنست. تمام این عوامل بصورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی در هر لحظه ای از زمان ترکیب چند یا چندین عامل با هم ) عمل می کنند. لینچ ، برای آن که مظاهر قابل لمسی از سیمای شهر به دست دهد پنج عامل را به عنوان عوامل اصلی سیمای شهر ذکر می کند : راه، لبه ، گره ، نشانه و محله و برای هر کدام از این عوامل تعاریفی به موقع خود به دست میدهد که خواننده این تعاریف را در کتاب خواهد یافت . در پس تمام این تعاریف و این گفتارها این نکته پر اهمیت وجود دارد که کتاب برای نخستین بار خواننده را متوجه معیارها ، عوامل و ارزش هائی می کند که ممکن است . و بی تردید چنین است – به صورت ناخود آگاه با آنها سروکار داشته و از آنها لذت برده باشد بی آنکه آن ها را دقیقا و آگاهانه در ذهن مجسم کرده باشد و یا از خود پرسیده باشد چرا ؟ بسیاری از ما پس از دیدار مجموعه میدان شاه اصفهان و یا کانالهاوزیبائیهای و نیز، به عنوان مثال، ممکن است متوجه تفاوت این نمونه هاومثالها با شهرها ومحلات بی فروغ و شخصیتی که اغلب محل سکونت ماست شده باشیم: فراوانند آمریکائیانی که حتی بی خبر از مظاهر زیبای شهرهای مستحسن خود پس از يك سفر کوتاه به اروپا شیفته شخصیت شهرهای اروپائی می شوندو عقده حقارت دیرین در ایشان بیدار می گردد، بی آنکه حقیقتا بدانند ریشه آن شادی خاطر و بعد آن غم باطن در چیست. حتی د بر نهم) و یارانش که در نمایشگاه سال ۱۸۹۳ شیکاگو بسیاری از مظاهر مستحسن معماری آمریکا را فراموش کردند و به تقلید عوامل سطحی و بی ارزش معماری اروپا پرداختند دچار ناراحتی وغلقی شده بودند که از جمله سیمای دلپذیر شهر های اروپائی بر ایشان فراهم آورده بود و خود دست کم به دقت و نظمی که در این کتاب مطرح میشود امیدانستند که این زیبائی از کجا و چرا مایه می گیرد. این کتاب به تنها برای متخصص فرصتی فراهم می آورد که معیارها و عوامل سازنده کار خود را خوب بشناسد و به دانش و بینشی مجهز شود که در طرح، نخست بدان نیازمند است ؛ بلکه با آگاه ساختن خواننده غیرمتخصص مایه قدر شناسی او را از شهرها، از محیطی که در آن قسمت اعظم وقت خود را به سر می آورد : در آن زندگی میکند فزون تر می کند و اعتلا می دهد. که به اعتقاد من این موضوع دومی از موضوع نخستین بسی پراهمیت تر هست؛ زیرا کتمر اتفاق می افتد که طراحی یا گروهی از طراحان برای تمام بخش های يك شهر از صدر تا ذیل طرحی تهیه کنند تا در زمانی مثلا مساوی پنج یا ده سال تحقق یابد ، ۔ اگر هم در موارد استثنائی چنین بوده باز يك طراح با تیمی از ایشان فقط بخش نسبتا کوچکتری از شهر را طرح کرده است و یا اگر مانند برازيلياطرح تمام شهر از آغاز بعهد؛ یکنفر و يك تيم ( لوچ-وكستا، فيما يرو همکارانشان گذاشته شده نتیجه رضایت بخشی به دست نیامده است . ولی در اکثر موارد چون شهر را خود مردم به وجود آورده اند و چون شهر مانند عنصری طبیعی عاملی است که باید از پویائی زندگی و تغییرات آن شکل گیرد و به علاوه سالخوردگی بر متانت و شخصیت آن می افزاید قدردانی و فهم مردم در ایجاد مناظر مستحسن و زیبا غیر مستقیم و مستقیم آرام و تدریجی و یا به صورت ناگهانی و انقلابی تاثیر فراوان در سیمای شهر دارد؛ در تحلیل آخر این مردم هستند که باید برای داشتن شهری با سیمای مطلوب آماده باشند و درك و فهمشان ایشان راسزاوار چنین شهری کند . اگر مردم بخواهند بی اعتنا باشند و اگر بی اطلاع بمانند شهر و سیمای آن جولانگاه کودکانی خواهد شد که تازه در نهایت علاقه و حسن نیت ممكن است داشتن مظاهر مستحسن سیمای شهر را با آراستن كیك عروسی اشتباه بگیرند . و از آن بالاتر ممکن است خود مردم برای بزك کردن بخشی از شهر که متعلق به ایشان است این مشاطه گران را خبر کنند .

دلینچ» کتاب را در پنج بخش، ۱) سیمای محیط،۲) مطالعۂ سیمای سه شهر ،۳) سیمای شهر و عوامل سازنده آن، ۴) فرم شهر، ۵) مقیاسی تازه و سه ضمیمه که یکی اختصاص به جهت یابی در شهردارد ( الف)، دیگری روش مطالعه را روشن می دارد (ب)، و سومی به شرح چند مثال عینی می پردازد( ج ) تدوین کرده است. در واقع بخش سوم کتاب، هسته اصلی آن را به وجود می آورد و در آن مؤلف كتاب تمام معیارهای تازه و مشاهدات خود را بیان و مطرح می کند . در بخش چهارم، بر اساس این معیارها و مشاهدات که آن ها را بر اساس تأثیر کلیشان: فرم مطرح می سازد به توصیف راه های مختلف طرح و عوامل مؤثر بر آن می پردازد و برای آن که بحثش روشن شود، ده معیار تازه که هر طرح شایسته باید واجد آنها باشد به دست می دهد. این ده معیار که وی آنها را ۱) روشنی زمینه عوامل شهر ۲ ) سادگی در فرم، ۳) استمرار در فرم، ۴) چیرگی فرم، ۵) روشنی نقاط تقاطع، ۶) تنوعی که جهتی خاص را معلوم دارد، ۷) عرصه دید، ۸) آگاهی بر حرکت، ۹) عوامل گروهی زمانی، ۱۰) نامها ومعانی می نامد همگی می توانند میدان اندیشه و عرصۂ خیال طراح راوست دهند در عین آن که نقاط مرجعی برای سنجش طرح به وجود آورند. لحن «لینچ ، خاصه در ارائه این معیارها مانند همیشه آرام ملایم و غیر تحمیل کننده است و در عین حال از دقت و نظام خاص خود برخوردار است. در بخش پنجم ، مؤلف از مقیاسی تازه صحبت می دارد و مرادش رابطه ای است که بین ناظر و سیمای شهر وجود داشته و باید وجود داشته باشد. اگر چه این بخش کوتاه است و جا داشت از تأثیر ناظر: عامه مردم نیز در طرح سخن به میان آورده شود ولی حق مطلب تا آنجا که مؤلف برگزیده آن را مطرح به وجود می آورد و بخش دوم این زمینه را با ذکر سه مثال از شهرهای امریکائی دقیق تر و روشن تر می سازد. چون توصیف از شهرهای امریکائی است، ممکن است برای خواننده فارسی زبان دور از ذهن واند کی خسته کننده باشد، اما از آنجا که دقیق است، اگر خواننده شکیبا باشد و تمام آنها را با حوصله بخواند به وضعیت این سه شهر امریکائی به اندازه ای آشنائی پیدا می کند که مطالب این کتاب وتزهای نویسنده برایش بیگانه باقی نمانند.

دلینچ»، چنان که خود در مقدمه کتاب آورده، بسیاری از اندیشه های خود را در بارۀ سیمای شهر ودر سیمای شهر»[این کتاب مدیون همکار بزرگترش (گئور کی کپس» است ؛ مطالعه bibliography کتاب هم که به رعایت امانت ترجمه در متن فارسی نیز آمده است معلوم میدارد که نویسنده چه کتابهای پر اهمیتی را مورد مطالعه قرار داده است و برای تقویت پایه های تز خود و ارائه علمی آن از چه دانشمندانی مدد گرفته است. همه اینها روشن می دارد که گرایش مؤلف به جنبه های روانشناسانه موضوع از قدرتی قابل ملاحظه برخوردار است. تکیه ای هم که بر جهت یابی در شهر و از دست رفتن اطمینان با از دست رفتن جهت گذاشته شده بازروشن کننده همین نکته است. همه این تأکیدها به جای خود مغتنم و نشان آن که تصویری مشخص از سیمای محیط و از سیمای شهر چه نقش ارزنده ای از نظر روانی و از نظر زیستی راحت برای فرد دارد. اما این فقط جنبه functional :عمل کردی موضوع است. در جایی دیگر، من به الهام از دلینچ» پنج عامل به عنوان روحیه یا مشخص دارند هر شهر : عواملی که باعث تمایز شهری از شهر دیگر یا شهرهای دیگر می شود بر شمرده ام : ۱) نقشه شهر؛ ۲) سیمای ساختمانها؛ ۳) خصوصیات کینتیک شهر؛ ۴) نوع فعالیت و نوع مردم شهر؛ ۵) صداو بو. مرادم از ذکر آن عوامل و به میان آوردن این بحث گذشته از به دست دادن عوامل سازنده يك تصویر کامل برای شهر این بوده که از پس توجه به سیمای شهر غیر از جنبه. های عملکردی جنبه های فرمی و زیباشناسانه نیز مطرح است که به اندازه جنبه های نخست و به پاره ای ملاحظات از آنها بیشتر اهمیت دارد. گفتم آن نکات را به الهام از دلینچ»، اگر چه خودوی در باره آنها مصرح نیست، در آن مقاله نوشتم و هر گاه فرصتی پیش آید آنها را با پژوهشی گسترده دنبال خواهم کرد؛ مانند آن که دنبال کردن اندیشههای دلینچ» و به آزمایش گذاشتن بررسی هائی که وی در باره سه شهر امریکائی انجام داده در باره چند شهر نمونه ایرانی پژوهشی غنی و جالب توجه تواند بود . اما از کجا معلوم است که اندیشه های الینچ) به چند شهرساز ومعمار و پژوهشگر چه قدر الهام داده باشد؟ من خود ترجمه فرانسه، آلمانی و ایتالیائی کتاب را دیده ام و این دست کم شامل نصف جمعیت شهر ساز ومعمار کتاب خوان جهان می شود. خود ترجمه حاضر را به خوانندگان فارسی زبان پیش کش کرده ام و معلوم نیست این کتاب به چند زبان دیگر پرخواننده مثل انگلیسی و روسی و یا کم خواننده و نا منتظر همانند فارسی ترجمه شده باشد. در هريك از این زبان ها، بی گمان صدها و هزارها مثل من از عقائد لینچ لذت برده اند و از آن الهام گرفته اند. سپاس من از جانب همه آنها از جانب همه خوانندگان فارسی زبان به دلینچ» به زبانی که او هرگز شاید نخواند و نداند، اما چون مصدر خدمت و کوشش و زحمتی قابل توجه، هوشمندانه و نو آورانه بوده می توانسته و می تواند انتظارش را با آن خیال پر وری شاعرانه ای که گاه در کتاب از خود نشان داده داشته باشد . زحمت اندك من در مقابل زحمت فراوان دلینچ گاه از جانب خوانندگان و علاقمندانی قدردانی شده است که جز با خیال پروری انتظارش را نمی توانستم داشت.

در باره تجدید چاپ این کتاب و شادمانی من به سبب آن که مورد توجه خوانندگان فارسی زبان قرار گرفته است سخنی نمی گویم در کتابی دیگر (مقالاتی در باب شهر و شهر سازی ) که همزمان با این کتاب انتشار می باید در باره این نکات صحبت کرده ام، امیدوارم این کتاب همچنان مورد توجه خوانندگان فارسی زبان باقی بماند و اندیشه های تازه را رواج دهد.

منوچهر مزینی

۱۳۵۵

 

مقدمه

این کتاب در بارۀ سیمای شهر است و این که آیا این سیما اهمیت دارد و می توان آن را تغییر داد یا خیر ؟ از جمله نکاتی که در بارۀ سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده اید ، به ذهن سپرده شودو سبب شادی خاطر گردد . ایجاد فرم وسیمائی تازه برای شهر مسئله ای خاص و تقریبا تازه در شهرسازی است .

در این کتاب، برای بررسی این مسئله تازه، سیمای سه شهر امریکائی : « بستن»، جرزی سیتی، و«لوس آنجلس» را مورد ملاحظه قرار داده ایم و نتیجه ای که از این بررسی و مشاهده گرفته ایم پیشنهاد روشی است که ممکن است ما را به ایجاد طرحی نیکو ، برای سیمای شهرها رهنمون شود :کتاب از پاره ای اصول نخستین در طرح شهر صحبت میدارد .

مطالعه ای که این کتاب بر اساس آن استوار گشت تحت سرپرستی پرفسورد گیورگی کپس» وخوداینجانب در دمرکز مطالعات شهری و منطقه ای» دانشگاه فنی ماساچوست صورت گرفت و مخارج آن را چندین سال متوالی ، د بنیاد راکفلر ، با گشاده دستی بسیار بعهده داشت . اما خودکتاب به عنوان یکی از انتشارات مرکز مشترك مطالعات شهری دانشگاه فنی ماساچوست و دانشگاه هاروارد – مؤسسه ای که زائيده فعالیت های پژوهشی این دو دانشگاه است – انتشار می یابد .

مانند هر مطالعه علمی ، محتوی این کتاب از منابع بسیار منشاء می گیرد که ذکر همه آنها آسان نیست. از این گذشته ، تنی چند از همکاران ، مستقیما در تهیه مطالعاتی که راه به تحریر این کتاب بردشرکت داشته اند : « دیویدکرین »، « بر ناردفریدن»، «ویلیام آلنسو، د فرنكها تكيس»، «ریچرد دابره»، «ماری آلن پیترز» (که اکنون ازدواج کرده و خانم «آلنسو» نام یافته که به همه آنان مدیونم و بسیار از آنان متشکرم.

دوباره خودرا موظف میدانم از پرفسور د کپس » یاد کنم که بی آنکه بخواهم نقایص کتاب را به او نسبت دهم، باید نامش همراه با نام من به عنوان مؤلف كتاب ذکر شود . مطالعات تفصیلی این کتاب مستقلا توسط من صورت گرفته ؛ اما فکر کلی آن حاصل مباحثات بسیار و همکاری نزدیك با ایشان است و اگر بخواهم بگویم کدام فکراز پرفسورد کپس» و کدام فکر از من است بی تردید، باید قسمت اعظم را به ایشان نسبت دهم . در هر حال سال های همکاری با ایشان برایم بسیار پر ثمر بوده است .

کوین لینچ ام . آی . تي . دسامبر ۱۹۵۹

 

 

 

 

 

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*