نظریه شهری ارزیابی انتقادی

نظریه-شهری-ارزیابی-انتقادی-

نظریه شهری ارزیابی انتقادی

نویسنده:جان رنه شورت

مترجمین:دکتر کرامت الله زیاری استاد دانشگاه تهران ،حافظ مهدنژاد ،فریاد پرهیز

انتشارات:دانشگاه تهران

سخن مترجمان

تحولات اجتماعی – اقتصادی بعد از رنسانس، جنبش های اصلاح گرایی و سپس انقلاب صنعتی دگرگونی های عظیمی در ساختار فضایی و مکانی جهان و کشورهای اروپایی و آمریکایی به جای گذاشتند.» این تحولات و دگرگونی ها به تدریج در اوایل سده بیستم در سایر کشورهای جهان با شتاب بیشتری به وقوع پیوست. در سده نوزدهم شهرهای بزرگ، متروپل ها، و شهر منطقه ها به وجود آمدند. از اوایل سده بیستم تا کنون به شدت بر تعداد شهرها افزوده شده، و صنایع عظیم و بنگاه های اقتصادی – اجتماعی بزرگ و متوسط در اطراف شهرها مکان یابی شده اند. اختراعات، تمرکز صنایع، مهاجرت های روستایی، تراکم جمعیت، آلودگی و سایر مسائل دیگر، دگرگونی های اساسی در ساختار و بافت شهرها به وجود آورده اند. به منظور ساماندهی و توسعه مطلوب شهرها، نظریه هایی توسط صاحب نظران متخصص و غیر متخصص شهری ابراز شده است. کتاب حاضر اثر دکتر جان رنه شورت است که با جامع نگری مبادرت به بررسی نظریه های جدید و پایه ای در خصوص شهر کرده، و به خوبی نمایش دهنده دیدگاه های متفاوت درباره انقلابی شهری است. در واقع این کتاب با نظریه های جدید به ترکیب گسترده نگرش تاکید کرده و ارتباط شهر را با مدرنیته، سرمایه داری، پست مدرن و بسیاری از نظریه ها و مکتب ها برقرار کرده است. همچنین کتاب به ارزیابی گسترده دیدگاه های نظری بسیار مهم و جدید برای فهم شهر پرداخته است. امید است که این کتاب برای همه متخصصان و علاقه مندان مسائل شهری و منطقه ای اعم از دانشگاهیان، شامل استادان و اعضای محترم هیأت علمی، دانشجویان مقاطع مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته های برنامه ریزی شهری، جغرافیا، شهرسازی، معماری، مدیریت شهری، اقتصاد شهری، برنامه ریزی منطقه ای و تحلیل فضای شهر و سایر رشته ها و نهادها و سازمانها و مهندسان مشاور مفید واقع شود.

دکتر کرامت اله زیاری استاد دانشگاه تهران

حافظ مهدنژاد – فریاد پرهیز

۱۳۸۹

 

مقدمه

در دویست سال گذشته جهان با یک انقلاب شهری مواجه شده است. در سال ۱۸۰۰ میلادی شهرها جزیره کوچکی در پهنه وسیع اقیانوس روستا بوده اند، به این معنا که بیشتر جمعیت جهان در روستاها به سر می برده و از هر صد نفر، فقط سه نفر در شهرها زندگی می کرده اند. حال آنکه در سال ۲۰۰۰ میلادی، به تقریب نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کردند.

در حقیقت باید گفت که جمعیت شهری به مرحله انفجار رسیده است. به طوری که می توان گفت در سال ۱۸۰۰ میلادی حدود ۲۹ میلیون نفر در شهرها زندگی می کرده اند، اما در سال ۲۰۰۰ این رقم به ۲ / ۸ میلیارد رسیده است. از عمده ترین پیامدهای این افزایش جمعیت شهری، رشد شهرهای بزرگ است. در سال ۱۸۰۰ تنها 4 شهر با بیش از 1 میلیون نفر جمعیت در جهان وجود داشته است. در سال ۲۰۰۰ نه تنها بیش از 11 شهر میلیونی وجود داشت، بلکه بیشتر مردم در شهرهای بسیار بزرگ به زندگی مشغول بوده اند.

نمودار آماری جمعیت شهری قبل از سال ۱۸۰۰، بدون نوسان و تغییر بوده ؛ اما بعد از آن شیب دار و شیب دارتر شده است. لازم به بیان است که انقلاب شهری فقط توزیع مجدد جمعیت جهان نبوده، بلکه در برگیرنده تغییرات اساسی در سازمان فضایی جامعه و سازمان اجتماعی فضا هم است. رشد شهرها همراه با تغییرات پرفراز و نشیب در ساختار اقتصادی توأمان شد و اتکای به محصولات کشاورزی به سمت اقتصادهای با محوریت بخش خدماتی و تولیدی حرکت کرده است. اساسا افزایش و رشد شهرها توأم با تغییرات اجتماعی از سطح محلی تا جهانی و از روابط اجتماعی نزدیک درهم تنیده تا تعاملات عادی بسیار پراکنده و شکل گیری طبقات اجتماعی جدید و تعارض آمیز بوده است. شهرها بر توسعه و تغییرات مظاهر اجتماعی متمرکز شده اند. شکل گیری و رشد شهرها سرآغاز تغییرات اجتماعی – اقتصادی بوده است.

این کتاب نشان دهنده و نمایش دهنده دیدگاه های متفاوت و جهان است. کتاب حاضر حاوی پرسش های زیر خواهد بود.

چگونه شهر را بفهمیم؟

چه الگوهایی در گذشته در فهم شهر به کار رفته است؟

 امروزه چه الگوهایی در فهم شهر متداول است؟|

ارتباطی جالب و قابل تأمل بین شهر و نظریه اجتماعی وجود دارد، به این معنا که شی اساسی تغییرات اجتماعی و همچنین مکان کلیدی نظریه پردازی اجتماعی است. این کتاب مشتمل بررسی و تحلیل دو موضوع است. کتاب پر محتوایی که بر ترکیب گسترده نگرشها تاکید کرده و نیز در دو حوزه وسیع تلاش هایی صورت داده است. در ابتدا کانون توجه کتاب بر افزایش شهرهای معاصر و ارتباط آنها با مدرنیته، سرمایه داری و پست مدرن متمرکز شده و نیز ارتباطات بزرگ مقیاس بین تغییرات گسترده اجتماعی و تغییرات عمیق شهری را بررسی می کند. موضوع دوم کتاب مربوط به ارزیابی گسترده ای از دیدگاه های نظری بسیار مهم و جدید برای فهم شهر است. مقدمه فصل ها نیز در بر گیرنده تشریح الگوهای نظری تعیین کننده در زمینه تاریخ شهراست، فصل های بعدی ارتباط بین فرآیندهای فضایی – اجتماعی شهرهای معاصر و مدل های نظری جدید به منظور حل روابط پیچیده بین فضا، مکان و نظریه پردازی اجتماعی با اهداف نظریه پردازی شهر و نظریات شهری را بررسی کرده است.

بحث را با تعاریف بعضی از اصطلاحات اساسی مورد استفاده در عنوان این کتاب آغاز می کنیم. شهر اصطلاحی فراگیر و جهان شمول بوده که مرتبط با شهرها و زندگی شهری است. این کلمه ابتدا در اوایل سده هفدهم در کشور انگلستان به کار رفته؛ هنگامی که زندگی شهری به طور مستقیم با کالایی کردن جامعه و سرمایه سازی اقتصادی مربوط بوده است. اصطلاح شهر به عنوان یک صفت به معنای واقعی کلمه” مربوط به ویژگی های یک شهر یا شهرک” است. معیارهای تعریف شهر کدامند؟ در تعریف شهر، تعاریف آماری دقیق اند، اما فاقد ظرافت و باریک بینی هستند. برای نمونه در سرشماری ایالات متحده آمریکا، سکونتگاه های بیشتر از ۲۵۰۰ نفر، از قبیل اجتماعات ۲۹۰۰ نفری در طبقه بندی مربوط به شهر قرار می گیرد، در همان حال که منطقه مادرشهری نیویورک با ۱۸ میلیون نفر شهر محسوب می شود. در این کتاب اصطلاح شهر قابل انعطاف بوده و به شهرهای بزرگ (شهرهایی که نسبت به روستاهای بزرگ کاملا قابل تشخیص اند) اطلاق می شود. این اصطلاح در مورد شهرهای با اندازه های متفاوت به کار رفته، اما تأکیدش روی مکان هایی است که از نظر کمی و کیفی از روستاهای بزرگ متمایز هستند.

نظریه، اصطلاحی مورد اختلاف و بحث برانگیز است و از یونان باستان به معنای نگاه کردن، تماشا و نظاره کردن یا تأمل و تفکر کردن نشأت گرفته ؛ در لاتین به معنای تأمل و تفکر است. اما شورت این اصطلاح را بیشتر در معنای اصلی یونانی آن به کار برده، تا نشان دهنده این مهم باشد که نظریه شهری از نگاه مردم به شهرها ناشی شده است. این تعریف گسترده از نظریه شهری اجازه می دهد تا این نظریه را کمتر به عنوان مجموعه ای از عقاید رسمی مورد توجه قرار دهیم، بلکه بیشتر آن را در پاسخ به چشم اندازهای مربوط به شهر مدنظر قرار دهیم.

در بخش نخست، به گسترش شهر مدرن سرمایه داری و نظریه پردازی شهر پست مدرن توجه شده است. کانون توجه فصل های بخش دوم، حاوی تجارب شهری متفاوت مربوط به شهر معاصر و نظریات مرتبط با آن است. هرکدام از این فصل ها نشان دهنده گشودن پنجره ای به منظور مشاهده شهر و تمرکز بر روی جنبه های کلیدی پژوهش های شهری معاصر هستند. فصل آخر موضوعات عمده ای راهمچون ارائه پیشنهادهای پایه ای برای فهم موضوعات آینده در تفکرمان در مورد شهر، در خود گنجانده است.

شهر، زمینه پیچیده ای برای پژوهش است. با وجودی که فصل های بخش دوم این کتاب دیدگاههای مختلفی را ارائه می کنند ولی باید به روابطی که سبب درک بهتر از شهر می شود نیز، توجه کرد. انسجام بخش ساختار فصل های مختلف کتاب عبارت است از مفهوم شهر به عنوان ساختار سری و اسرار آمیز قدرت، اختلاف اجتماعی، حکومت و نزاکت. این موضوعات ساختاری در فصل های مختلف کتاب به تلویح و تصریح، مشهود و نمایان هستند. همچنین فصل های این کتاب نشان دهنده گشوده شدن دریچه ای بر روی شهر است. هر فصل بیانگر یک منظره انتخاب شده از شهر خواهد بود. فصل های این کتاب در یک ساختار طبقه بندی شده قرار گرفته شده اند.

قدرت، چارچوب بسیار مهمی برای فهم شهر است. طرز کار قدرت و نزاع و کشمکش برای دستیابی به قدرت ویژگی های مهم سازماندهی شده شهرند. شهر تجسم بخش تنش های روابط قدرتی و اظهار نزاع و چالش بر سر قدرت است. قدرت (از اعمال قدرت ظالمانه تا درونی ساختن زیرکانه قدرت) عامل تعیین کننده تجربه شهری است. موضوعات قدرت و اعتراض مربوط به آن، در تمام فصل های این کتاب مشهود و هویدا هستند.

همچنین شهر مکانی است که اختلاف های اجتماعی در آن ای اختلاف های گروههای مختلف اجتماعی در مورد طبقه، ج در الگوهای شهری و فرآیندهای شهری بررسی خواهند شد. در ت است : در این کتاب روابط جنسیت از راه و به وسیله فضای ج است. امروزه فضای شهری جنسیتی شده ، و جنسیت در ت ویژه ای در مورد جنسیت و شهر وجود دارد، برداشت های مختلف با تجربیات متفاوت زنان و مردان از شهر در بسیاری از بخش های دیگر مطرح شده است.

قدرت و اختلاف اجتماعی در فهم شهر بسیار مهم بوده و در اشکال مختلف در فصل های گوناگون کتاب به آنها اشاره شده است. بنابراین، در حالی که فصل است: به فعلیت رسیدن علم معماری بدون توجه به ملاحظات قدرت و ایجاد اختلاف اجتماعی میسر

نیست. برنامه ریزی شهری و طراحی شهری نه تنها از نظر سیاسی بی طر فند، بلکه از نظر اجتماعی نیز اثرات آنها ملموس است. طراحی شهری به شدت با موضوعات قدرت و اختلاف پیوند خورده است.

معنای اصطلاح حکومت بسیار وسیع تر از امور سیاسی و سازماندهی سیاسی گروههای مختلف است. حکومت یک اصطلاح کوچک مقیاس نیست و تنها سازماندهی اجتماعاتی از قبیل حکومت های شهری و دولت- ملتها را تحت پوشش قرار نمی دهد. شکل حکومت از سکولار تا مذهبی متفاوت است. من دیدگاه یونان باستان را می پذیرم که اساسا انسان ها، حیوان های سیاسی هستند. معنای دیدگاه های سیاسی فراتر از سیاست های رسمی است. لازم به بیان است که در این کتاب، اصطلاح حکومت بسیار فراتر از معنای سیاست های رسمی به کار رفته و سیاستهای خصوصی و فردی و همچنین عمومی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. تمایز بسیار زیاد موضوعات خصوصی و عمومی اجتماعی و فردی یک فرآیند سیاسی است.

نزاکت کلمه بسیار پیچیده ای است. نزاکت بیان کننده تمدن، ادب ، حرمت و احترام اس جان شورت آن را در معنایی گسترده تر، شامل شکیبایی و تحمل، اعتماد و مشارکت ” مدنی به منظور انجام امور، به کار برده است. در نظر گرفتن معنای شهر تنها به عنوا” اختلاف، در بهترین حالت یادآور و گویای جهان “هابزی” است، که جهانی از تفاوت است. نزاکت حاشیه های ظالمانه و خشن اختلاف های اجتماعی را برجسته می کند و توزیع نابرابر قدرت را بر مبنای روش ها و دیدگاه های تساهل و مداراجویانه کاهش می دهد. گاهی اوقات اینها در مجموعه های قانونی، در شیوه های تفکر و زندگی روزمره حفظ می شوند. تشریح موضوعات نزاکت در بسیاری از فصل های این کتاب به وضوح مشاهده می شود. برای نمونه، فصل چهارم مشتمل بر جهانی شدن، موضوعات جهان وطن گرایی و حمایت از اختلاف های اجتماعی است. فصل هفتم در مورد شهر رقابتی است و بحث هایی مبنی بر اینکه، تشویق تساهل و مدارا پیش نیازی برای دستیابی به جایگاه موفقیت آمیز شهرها در جهان به شدت رقابتی است. به بحث های رسمی در مورد مفهوم سرمایه اجتماعی در بسیاری از فصل های کتاب توجه شده است. در فصل دوازدهم، که به بررسی شهر و طبیعت می پردازد، بحث هایی مبنی براینکه دستیابی به توسعه پایدار بلندمدت شهری بدون توجه به جهان اکولوژیکی میسر نیست، مطرح شده اند. همچنین در فصل اول کتاب عقاید مربوط به شهر استبدادی، شهر اختلاف، شهر کیهانی و شهر اشتراکی ارائه شده که عقایدی در مورد شهر و همچنین روابط اجتماعی شهری و گفتمان هایی روشنفکرانه هستند. تشریح و تحلیل اجزا و ابعاد شهرها در فصل های بخش دوم کتاب مطرح شده است.

شهر استبدادی

شهرها مکان های انباشت اجتماعی و در برگیرندۀ الزام و تعهد، نظم و انضباط، آشوب و بی نظمی و آزادی هستند. با این وجود بسیار مهم است تا شهر را به عنوان مکان آزادی و رهایی جمعی و فردی مد نظر قرار دهیم. این سنت توسط کارل مارکس و فردریش انگلس و همچنین رابرت نوزیک و میلتون فریدمن وارد حوزه مطالعات شهری شده است. باید گفت شهر طرفدار مجموعه ای از فراروایت ها است. از رامسس دوم” تا فرانک گری ، بارون هوسمان و لوکوربوزیه، شهر در ذات خویش مستبد و گاهی اوقات تمامیت خواه و توتالیتر و حتی فاشیستی بوده است.

تمام عقاید و نظریات نسبی هستند. با این وجود، عقیده شهر به عنوان مکان نظم و انظباط با بی آلایشی زندگی آزاد و پاک روستایی مغایرت ندارد. با این حال به دنبال ایجاد موازنه و تعادل بین زندگی ملالت آور و رقت بار شهری، با زندگی ایده آل روستا نیز نیستیم. روستا نیز همانند شهر به مکان تأسف و پشیمانی تبدیل شده است. بحث در مورد منشاء شهر به مدت زمانی طو جان شورت را به خود جلب کرده است. عقاید سنتی در بر گیرنده این مطلب اند که انقلاب اساس انقلاب کشاورزی قرار داشته ؛ به این معنا که مازاد کشاورزی به وجود آورنده شد است. جین جاکوبز در سال ۱۹۹۹ دیدگاه جایگزین آن و عکس فرآیند و مطلب مربوط را مطرح کرد است. وی استدلال کرد که تجارت شهری پدید آورنده کشاورزی بوده است. بنابراین می توان پذیرفت که در انقلاب کشاورزی – شهری، تجارت نقش تعیین کننده ای داشته است. با این وجود سال ۱۹۷۲ مارشال شالینز در پژوهش خود به شکل متقاعد کننده ای نشان داده که جوامع گردآورنده شکار که از انقلاب کشاورزی جلوتر بوده اند، در مقایسه با جوامع کشاورزی زمان کمتری را به کار کردن اختصاص داده اند. مارشال شالینز جوامع گردآورندگان شکار را به عنوان “جامعه اصلی ثروتمند” معرفی کرده است. به عبارت دیگر انقلاب های قبل از انقلاب کشاورزی و شهری دارای آزادی بسیار زیادی بوده اند. نشانه بارز انقلاب شهری – کشاورزی، فقدان آزادی، نظم کاری و زمان بیشتر به منظور انجام کارهای سخت و اجبار به نظم اجتماعی بوده است، بر مبنای دیدگاه نایتز چین شهرها به دنبال قدرت هستند. اجازه دهید این مطلب را با ذکر نمونه تشریح کنیم.

بقايا و آثاری از فرهنگ بسیار مهم شهری در بیابان های جنوب غربی ایالات متحده آمریکا معروف به آناسازی وجود دارد. این تمدن شهری مستقل بر روی چاکو کانیون در نیومکزیکو قرار داشته است. تشریح وضعیت این تمدن سنتی به شرح زیر است:

بین سده های دهم تا دوازدهم فرهنگ تمدن اناسازی بر اساس کشاورزی کارا و مؤثر، سرازیر شدن مردم از غارها به سمت شهرنشینی و شاهکارهای عمده مهندسی، ساخت جاده،معماری و هنر شکل گرفته است. سفالگری و کوزه گری بی نظیر، سیستم آبیاری پیچیده و مشاهدات ستاره شناسی خورشیدی، تصویر درخشان این تمدن شهری را تکمیل و این تمدن از اصول تمدن های شهری نیز الگوبرداری کرده است.

در مورد تمدن اناسازی هنوز هم تفاسیری وجود دارد. پژوهش انسان شناس معروف کریستی ترنر نشان دهنده نیمه تاریک فرهنگ تمدن آناسازی است. وی معتقد است فرهنگ آناسازی از دوره امپراطوری تولتک که از سده نهم تا دوازدهم بر مرکز مکزیکو حکومت کرده، گسترش پیدا کرده بود. اصول و سیاست های امپراطوری تولتک براساس قربانی انسان ها و آدم خواری استوار بوده است. اگر از امپراطوری تولتک به طرف شمال (که امروزه معروف به نیومکزیکو است) حرکت کرد و با بهره گیری از جمعیت فقیر کشاورزان مطيع، که جوامع تئوکراتیک را به وحشت انداخته بودند، در آنجا حکومت تشکیل داده است. در این امپراطوری کنترل و امنیت اجتماعی از راه قانونهای ظالمانه آدم خواری حکمفرما شده است. فرهنگ و تمدن آناسازی (آنچنان که مورد تحسین قرار گرفته) نوعی از نظم اجتماعی بوده که در آن افراد شرور و قدرتمند، ضعیفان را تحت کنترل و سلطه خود در آورده اند. شاهکارهای بزرگ هنری و ستاره شناسی، ساخت جاده و شکل گیری شهر و شهرنشینی به مانند نشانه های تروریسم اجتماعی سازمان یافته، جرقه هایی از هنرمندی و ابتکار انسانی محسوب نمی شود. در حالی که اندیشمندان و شارحان دیگر به دنبال یاد آوری هنرمندی در چاتال هیوک به ما هستند، من اقدامات تروریستی چاکو کانیون را به یاد آنها خواهم آورد.

پروژه استبداد همیشه موفقیت آمیز نبوده، شهر مکان مخالفت و نزاع و کشمکش است. در حالی که این موارد به عنوان موضوعات بسیار مهمی در سال های اخیر مطرح شده اند، یادآوری این نکته لازم است که در گذشته امور بسیار زیادی در شهرها وجود داشته که مورد مخالفت و نزاع و کشمکش قرار گرفته اند. برای تمام این میانجیگری ها یک ساختار وجود دارد. من نمی گویم که پروژه استبداد همیشه بد و فاجعه آمیز بوده است، اما با نظریات کلاسیک لیبرال (همچون لاک و هابز) موافق هستم، با این مضمون که به منظور نجات از تجاوز و تعدی بیشتر نیازمند بسیاری از اشکال قرارداد اجتماعی هستیم. شهر تجسم و مظهر قرارداد اجتماعی است. شهرها دارای سلطه و قدرت و اقتداری هستند که در درون خودشان جای گرفته است. آرایش و شکل بندی خیابان ها، چراغهای ترافیک، پلیس و مکانیابی تمام کاربری های شهری نشان دهنده یک نظم تحمیل شده بر زندگی، رفتار و مسیری که از راه زمان و در عرض مکان ردیابی می کنیم، است. هر پرسشی در مورد مطالب مذکور که نخستین بار توسط لنین مطرح شده – جوابش قدرت است. شهر انعکاس گر و تجسم بخش قدرت است. جامعه

شهری از راه نظم در زمان و فضا، دیسیپلین مکانی و زمانی را در خود * عبارت است از سیستمی از محدودیت ها و تخلفات، مراکز و پیرام عملکرد و سکون. اساسا، برنامه ریزی شهری و معماری حاکم بر شهر مورد زندگی شهر، هم مایه دردسر و هم آزاد کننده است.

عقیده شهر استبدادی، برعکس عقیدۀ شهرنشینی آزاد شده پرو محدودیت های سنت و نظم تثبیت شده، پیروز شده و به بهترین شکل ممکن در کتاب تاریخ شهری پیتر هال بیان شده است (1998 , Hall). این کتاب نشان دهنده وضعیت شهر در ط ول دویست سال گذشته است. همچنین دیدگاه هایی در مورد پروژه آزادی سوسیالیست، حساسیت های مدرنیست و کنایات پست مدرن در آن گنجانده شده است. در سال های اخیر جهت گیری این عقیده به سمت پویایی بازار و روایت نئولیبرالیسم تغییر پیدا ک رده، که خواستار کنترل کمتر برنامه ریزی و حذف نظارت دولت است. این موضوع به طور تلویحی آزادی اقدامات بدون دخالت و نظارت بازار را فراهم کرده است. شورت به شدت تأکید کرده که این گفتمان باید به چالش کشیده شود؛ زیرا شهر درذات خویش مقوله ای مستبد و استبدادی است، تقاضا برای کنترل کمتر برنامه ریزی و حذف نظارت دولت باید مورد فهم قرار گیرد، همچنین مقولاتی مانند تنازع بر سر اینکه چه کسی برنامه ریزی شهر را انجام می دهد و اینکه نتایج باز توزیعی حذف نظارت دولت کدامند، باید به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل شود. حذف نظارت دولت همواره به معنای قانون گذاری مجدد است. پرسش اصلی داشتن یا نداشتن برنامه ریزی شهری نیست، بلکه این است که چه کسی برنامه ریزی را انجام میدهد. اگر کنترل برنامه ریزی بر کاربری اراضی از بین رود، قدرت بیشتر به بخش های خصوصی انتقال داده می شود.

قدرت، تشریفات رویه و فرآیندی است تحت سیطره تعداد معدودی از افرادی که با کشتر بر دیگران اعمال می شود. قدرت به صورت ناعادلانه و غیر منصفانه توزیع و تحميل س پژوهش های بسیار زیادی بر روی شهر استبدادی صورت گرفته است. پژوهش میشل دیدگاه های قدرت، اقدامات مربوط به نظم و انضباط، فضاهای انحصاری و کنترل * کرده است. این دیدگاه بر پژوهش های بسیاری از اندیشمندان که شهر را به عنوان روابط قدرت بررسی کرده اند، اثر گذاشته است. به تازگی پژوهش های بسیار زیاد نظارت و شیوۀ ادارۀ فضاهای عمومی این حوزه انجام شده است.

این موارد مربوط به استفاده های آشکار از قدرت هستند. هنوز هم قدرت در روش های بسیار زیادی (از اعمال فشار مستقیم تا اعمال قدرت به منظور طرفداری از استانداردهای جامعه می تواند اعمال شود. در یک طرف، اهرم و تکنیک های فشار اعمال قدرت و تجهیزات سرکوبگرانه دولت و از طرف دیگر هنجارهای جامعه، که این اعمال قدرت را صحیح و درست تعریف می کنند، وجود دارد. ماهیت استبدادی شهرها از اقدامات مستقیم قدرت متمرکز و استبدادی (ش امل زندان، ج ریمه و تنبیه بدنی و جسمی) تا ادغام فردی ارزش ها و استانداردها نسبت به دیدگاهی از جهان که بدیهی و مسلم فرض شده، متفاوت است. مختصر تاریخ شهر استبدادی آشکار کننده اتکای به هر دوی آنها بوده است، با این وجود در جوامع سرمایه داری دموکراتیک از روش دوم به صورت گسترده تری استفادهمی شود.

شهر استبدادی از لایه های مختلفی تشکیل شده است. اقتدار قوی ترین لایه آن است و آن هنگامی است که دیدگاه های قدرت، بر زندگی روزمره اثر می گذارند. نازک ترین لایه شهر استبدادی به هنگامی است که قدرت بخشی از اراده عمومی باشد. دو مدل تضاد آمیز اتوپیا / دیس اتوپیا را مورد توجه قرار دهید که به وسیله الدوس هاکسلی و جورج اورول به ترتیب در رمان های ” جهان شجاع جديد” و “رمان ۱۹۸۶ “بحث شده است. بدون شک این دو رمان مظاهر و سمبل، رمان های سیاسی سده بیستم هستند. هاکسلی مکانی را مورد بررسی قرار داده که در آن نظم به وسیله بی قید و بندی جنسی و دسترسی آسان به مواد مخدر حفظ می شود. اما جهان اورول جهانی خشکه مقدس، سخت و گزنده است. اورول لایه قوی قدرت را به تصویر کشیده در حالی که هاکسلی لایه نازک قدرت را نمایش داده است.

در حالی که استفاده های آشکار و روشن از قدرت، شایسته تحقیق و بررسی عمیق و جهان شمول تر است (به ویژه اشكال جدید و سنجیده نظارت که به تازگی ظاهر شده) همچنین لازم به نوشتن است که زنجیره های بسیار قدرتمند زنجیره های خود خواسته ای هستند که تصوراتمان را محصور و احاطه کرده اند. هنگامی که مناسبات قدرت را درونی کرده و ملکه ذهن خود قرار می دهیم، آن هنگام به پلیس سرکوبگر خود تبدیل می شویم.

بین رمان های شعاع جهان جدید و ۱۹۸۶ رابطه مستقیمی وجود دارد. بررسی مجادلات و مناظرات قبلی می تواند نه برای دستیابی به پاسخی قدیمی بلکه برای ایجاد پرسش های جدید و بسیار مفید باشد. پس از جنگ جهانی اول، هنگامی که نخستین فوران های جنبش های انتد اروپای غربی گسترش یافت، تعداد زیادی از متفکران رادیکال به دنبال فهم این مطلب چگونه في نفسه نظم اجتماعی را حفظ کنند. هدف سیستم سرمایه داری، رهایی از عق دیدگاه های ویرانگر انقلابی مارکسیست بوده است. این زمینه برای شکل گیری عقید؛ سه آنتینو گرامشی و نظریه مکتب انتقادی فرانکفورت مفید بوده است. به ویژه، هربرت مارکوزه در کتاب انسان تک بعدی (۱۹۹۸)”، به دنبال تشریح فرآیندی است مبنی بر اینکه چگونه جامعه سرمایه داری در روح و روان افراد تثبیت شده است.

مجموعه ای از نظریات فرانسوی، عقاید مشابهی را مطرح کرده اند. آلتوسر در مورد تجهیزات ایدئولوژیکی حکومت ها (که شامل مدارس و دانشگاه ها است) به اهرم های حفظ کننده وفاداری به نظم سرمایه داری اشاره کرده است. پیر بوردیو استدلال کرد که رضایت اجتماعی تولید شده، و دموکراسی زاییده یک توهم است و تنازع برای قدرت در مقایسه با اماکن تجاری بیشتر در رسانه های گروهی صورت می گیرد، که طبقه بورژوازی به کمک آنها فرهنگ خود را غالب کرده است.

امروزه گرایش نظریه های بسیار مهم، به سمت جایگزینی عقاید تنازعی است. در حالی که نزاع و کشمکش محلی در شرایط زندگی و محیط کار همیشه اتفاق می افتد، به نظر می رسد که مانزاع و کشمکش در شکل دهی به نظم اجتماعی را رها کرده ایم. موفقیت بزرگ سرمایه داری، مشروعیت بخشی اجتناب ناپذیر به خود، در دیدگاه مردم بوده است. اکن هستیم. کاپیتالیسم از راه ایجاد بازارهای فراگیر، قدرت وسوسه انگی تمایل و رضایت افراد در چارچوب خرید، مصرف را بی نهایت مقر .

الا و اجناس و محصور کردن ارتباط مستقیم بین کالا و هویت، رضایت و مصرف، وجود دا روانکاوی، نخستین بار توسط چارلز ریچ و اریک فروم” مطرح شده ژاک لاکان گسترش پیدا کرده است. آنها دیدگاه های بسیار مهم خط مشی های بسیار از سیاست های سرمایه داری که موجب پیوند خوردن و محکم شده ، پرده برداشته اند.

شهر اختلاف طبقات اجتماعی

تا حدودی، انباشت بزرگ و فشرده مردم، شهرها را به وجود آورده است. می توان بین یک شهر کوچک و سکونتگاه های شهری بزرگ تفاوت قائل شد. شاخص های مختلف و زیادی برای یک مكان لازم است، تا به شهر واقعی تبدیل شود. اختلاف، بخش بسیار مهم تجربه زندگی شهری است. سر منشأ یا عوامل اختلاف بسیار زیاد و شامل سن، جنسیت، نژاد و قومیت است. ما باید مراقب نسبت دادن خاستگاه های بیولوژیکی به عوامل اختلاف اجتماعی باشیم. در حالی که مرد و زن در طبقه های بیولوژیکی نرینگی و مادینگی قرار می گیرند اما آنچه برای مرد و یا زن مهم است از نظر اجتماعی تولید و باز تولید بوده و مورد ستایش و به چالش کشیده شده است و این مسئله محصول روابط اجتماعی است، نه حقایق و واقعیت های تاریخی و بیولوژیکی. اختلاف های اجتماعی ممکن است تنظیم و پی ریزی، تقویت و کنترل شوند، اما آنها ، در مقایسه با مناسبات موجود قدرت که پیشنهاد خواهند شد بیشتر شکل می پذیرند.

عامل عمده اختلاف، قدرت است. آشکارترین اختلاف بین آنهایی است که کنترل می کنند و کنترل می شوند، و آنهایی که تصمیمات را اتخاذ می کنند و آنهایی که تصمیمات بر آنها اعمال می شود. عوامل اختلاف بسیار زیاد است، اما ریشه همه آنها مربوط به عملکرد مناسبات و روابط قدرت است. یکی از مهمترین انتقادها در مورد پژوهش های شهری معاصر، عدم توجه آنها به طبقات بسیار ثروتمند و بسیار قدرتمند است. مقدار بسیار زیادی از پژوهش ها در مورد وضعیت زندگی فقیران و پژوهش های بسیار زیادی در مورد عوامل اختلاف طبقه متوسط وجود دارد، اما در مورد تشریح جهان قدرتمندان، پژوهش های کمی صورت گرفته است (2004 ,Beaverstock and Hubbardandshort).

اختلاف های اجتماعی مورد تحمیل، پذیرش، اعتراض و ستایش واقع شده اند. آنها منشأهایی برای اجبار و محدودیت و سکویی برای خلاقیت و نوآوری هستند. همچنین در معرض تغییر نیز قرار دارند. حتی سخت ترین طبقات جنسیت یا جهت گیری های جنسی می تواند تغییر یابد. ما در اواسط دوره ای از تغییر و دگرگونی مستمر قرار گرفته ایم، به این معنا که طبقات سنتی، هم باز تعریف و هم حفظ شده اند، همچنین تمام موضوعات ویژه از قبیل جنسیت، نژاد، قومیت و جهت گیری جنسی هم تضعیف و هم تقویت شده اند؛ و همه این موارد وابسته به زمان و فضا هستند. ما در دوره ای از بازسازی اختلاف های اجتماعی قرار داریم و شهر قلب این مشاجره هاست.

شهر کیهانی

 به عنوان نمونه ای از حکومت، شهر را به عنوان یک مصنوع مذهبی بررسی می کنیم.ممکن است این جمله برای مدرنیست ها عجیب و غیر قابل فهم باشد. مذهب به مدت زمانی طولانی مانع مستحکمی در برابر پروژه عصر روشنگری بوده است.شهر آنچنان پیوند طولانی با مدرنیسم و معاصر در اندیشه غربی ها دارد،که از آن به عنوان مکانی سکولار و غیر مذهبی باد می شود. اما شهرها همیشه منعکس کننده و دربر گیرنده کیهان شناختی بوده اند. نخستین شهرها، تصویر جهان را در خود منعکس کرده اند. و شکل جهان را نمایش داده اند. اندازه، شکل، جهت گیری، موقعیت مکانیابی و نامگذاری شهرها با بینش عمیق تر مربوط به ارتباط بین کفر و تقدس، پیوند خورده است. پریس لس آتن تجسم گر مکان تولد خردگرایی غرب، پس از رب النوع آتن نامگذاری شده است. او به وسیله شهروندان مورد ستایش و پرستش قرار گرفته و موقعیت شهر به عنوان نشانه ای از نیکخواهی و خیر اندیشی اش مورد توجه بوده است. پارتنون به آن وقف شد و سالی یک بار شهروندان در یک صف طولانی به طرف بالای دامنه های شیب دار اکروپلیس رژه می رفتند؛ مکانی که آنها جامهای مقدس با مجسمه ای به ارتفاع 40 فوت از رب النوعی، را که از طلا و عاج ساخته شده بود، نمایش می دادند. شهرهای باستانی چین همچون چانگان و پکن ، بر روی خطوط مستطیلی شکل که به چهار جهت اصلی جهان متمایل شده ، ساخته شده اند و این شهرها تجسم گر شکل جهان بوده اند. همچنین شهر از تک از تنوچتیتلان به شکل چهار قسمت مساوی جهان پی ریزی شده بود. چهار جهت ماوراء طبیعی در جهان شناسی از تک، نمایشگر کمال یافتگی جهان بوده اند. آرایش شهر و طراحی ساختمانها بر مبنای هماهنگی با جهان وسیع بوده است. در شهر هین جوه از انگکوروات”، هر نردبانی از پرستشگاهها، حکایت از یک مرحله از چرخش خورشید و هر پلهای نمایش دهنده لایه ای از جهان بر است. شهرهای اولیه، مکان های زندگی، تجارت و بازار و مهمتر از همه، مکان تشریفات آیین های مذهبی و کیهانی بوده اند. مکان و شکل شهرها، منعکس کننده کیهان شناختی مذهبی بوده است. حتی شکل شبکه ای (که در ظاهر شکل غیر مذهبی طراحی شهری است) فانتزی بی نظمی در حال تغییر به نظم و تغییر شکل توپوگرافی به هندسه را دربر می گیرد. بسیاری از قانون های مربوط به پایه ریزی و برنامه ریزی یک شهر، تجسم بخش نقش انسانی گسترده تر و مسئولیت عمیق تر نسبت به جهان بوده است. شهر کیهان؛ و کیهان شهر بود. همچنین این جهان کبیر – صغیر از شهر به جسم، تعمیم داده شده است. شهرهای قرون وسطی دارای حصار و منطقه بندی از جهان کبیر و همچنین سمبلی برای محصور و تقسیم شدن خود نیز، بوده اند.

کیهان شناختی شهری سلسله مراتب اجتماعی را توجیه کرده است، اساس بیشتر سلسله مراتب شهرها از خدایان به طبقات حاکم و سپس توده ها بود. سلسله مراتب اجتماعی از راه ساختار شکل شهر و تشریفات شهری وجهه قانونی و مشروعیت پیدا کرده است. در غرب مفهوم شهر به عنوان روایت های کیهانی به وسيله ظهور شهر سوداگر، شهر انسان گرا و اومانیست و شهر سرمایه داری تضعیف شده است. تاریخ طولانی شهر نشینی نشان دهنده جداسازی پیوسته دین و سیاست و نیز دلزدگی و ناامیدی فزاینده از شهر است. با این وجود، هنوز مراسم و مناسک مذهبی از بین نرفته و شهر اهمیت مذهبی اش را از دست نداده است. مفهوم شهر به عنوان یک سند مذهبی تضعیف شده و دیگر یک مصنوع مذهبی نیست بلکه زمینه ای برای فهم جهان است و حتی کمتر مکانی برای مشارکت در تشریفات مهم مذهبی است، که موجب پیوند مردم و مکان و تقدس و کفر با هم می شود. کلمه غیر مذهبی به راستی به معنای خارج شدن از اصول معبد و آتشکده است. در طول تاریخ، بیشتر شهرها خارج از معبد و پرستشگاه شکل گرفته اند. شهر بازاری بر اساس طرفداری فردی نسبت به قدرت بازار است (من هستم پس مصرف می کنم) و اهمیت کمی برای کیهان قائل است. مصرف و ثروت نشان دهنده لایهای سطحی از معنا و هدف است و ارزش مذهبی کمی را برای احتمالات رنج و زندگی انسانی مورد توجه قرار می دهد. بازار به جای فهم اهداف انسانی و اهداف اشتراکی، پایگاه و منزلت اجتماعی به ما بخشیده و شهر در غم انگیزترین شکل ممکن، به مکان سردرگمی شخصی به وسطه تبلیغ جهان بی هدف و فاقد معنا تبدیل شده است. رمان جیمز کلمان که در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسیده نمونه خوبی را برای ما فراهم کرده است. مضمون این رمان به آگاهی رسیدن فردی در زندان است، که سپس کور می شود، و داستان این رمان شبیه به کابوس کافکا است.

چنین بحرانی، اصالت وجودی یک پدیده جهانی نیست. بیشتر شهرهای غیر غربی و حتی در شهرهای غربی) کمتر مذهب را به عنوان بین ملت ها می پندارند، بلکه بیشتر به آن بر حسب هویت جمعی و مخالفت با جهانی شدن توجه می کنند.

شهرها به عنوان اماکن مراسم مذهبی تحرک بخشیده اند. شهر پست مکانی برای تنوع کیهان شناختی مذهبی است.

شهر اشتراکی

شهرها مکان های کاربری اشتراکی، استفاده جمعی و دیدگاه های جامعه م دنی هستند. مهره دارای فضاهایی تقسیم شده، فضاهایی موازی، پروژه هایی مشترک، اثرات محله ای و پیامدهای مثبت و منفی هستند. سازماندهی این پروژه های اشتراکی در طول زمان و در فضا و مکان متفاوت است. ما به طور خلاصه دو نمونه از آنها را بررسی می کنیم: خدمات و کالاهای جمعی و اشتراکی و عقیدۂ جامعه مدنی.

شهر، مکان و مجالی برای تهیه و مصرف خدمات و کالاهای اشتراکی است، این کالاها و خدمات از راه تهیه خصوصی و عمومی، مصرف عمومی و خصوصی سازماندهی می شوند. این چهار مورد، به ساختار اساسی شهر شکل بخشیده اند. نمونه حمل و نقل را در نظر بگیرید، که هم به وسیله دولت و هم بازار فراهم می شود ( با وجودی که در بیشتر موارد پروژه های کلان و طولانی مدت و سرمایه بر، از قبیل ساخت بزرگراه ها و اتوبانها یا سیستم حمل و نقل انبوه ، توسط دولت مدیریت و اداره می شود). بازار از ساخت چنین پروژه های بزرگ و بلند مدت ریسک آمیز امتناع می ورزد. مصر می تواند از بسیار خصوصی ( همچون خودروها ) تا بسیار عمومی ( همچون مترو یا اتوبوس متفاوت باشد. در سراسر جهان، تغییر از مصرف عمومی به سمت مصرف خصوصی حرکت این موضوع با گرایش های فردگرایی و اضمحلال تعهدات مدنی توأم است.

تقسیمات این ها بسیار بیشتر از شیوه های جایگزین مربوط به تهیه و ي خدمات پیچیده تر است: آنها کانون های مجادلات اساسی در مورد قراردادهای سال های اخیر انتقادهای بسیار زیادی به منظور تضعیف تهیه عمومی کالاها و گرفته است. امروزه مباحث تهیه و مصرف اشتراکی، از رونق افتاده اند.

شهرهای سوسیالیستی منجر به تضعیف و زوال قدرت بازار به منظور تأثیر بر پیامدهای فضایی | و اجتماعی شده اند. شکست کمونیسم، اضمحلال بلوک غرب و شکست آشکار دستور کار سوسیالیسم مبنی بر انبار کالاهای عمومی، منجر به از بین رفتن عقیده اشتراکی و تأثیر آن بر پیامدهای فضایی و اجتماعی شده است. بدون تردید زوال و از بین رفتن عقیده اشتراکی، مانع از پذیرش مسئولیت هزینه ها و سرمایه گذاری و تأثیرات بزرگ دولت ها بر زندگی مردم نشده است. برای نمونه، در ایالات متحده آمریکا منتقدان حکومت های بزرگ و هزینه های دولت، این پارادوکس آشکار را مد نظر قرار نمی دهند: از یک طرف تقاضاها و درخواست هایشان در مورد سرمایه گذاری کمتر دولتها و از طرف دیگر ایجاب و ضرورت هزینه بیشتر دولت ها برای امور زندگی مردم. بر مبنای این پارادوکس حکومت ها نمی توانند تهیه خدمات اساسی انسانی را واگذار کنند، و آنها هنوز دارای قدرت اند تا میلیونها دلار برای تسلیحات نظامی و کیفیت زندگی انسانها خرج کنند.

کالاهای اشتراکی کمتر به وسیله واقعیت های مالی و اقتصادی توصیف شده، بلکه بیشتر با قدرت سیاسی و اجتماعی تبیین شده اند.

یارانه های مربوط به رفاه اجتماعی نسبت به درآمدهای حمایتی برای گروه های کم درآمد کمتر مورد بررسی قرار گرفته اند. یارانه های صاحب خانه ها نسبت به یارانه های بیکاری، تخریب و ضرر کمتری را برای نظم اجتماعی به دنبال داشته است. با این وجود، یکی دارای مشروعیت و دیگری فاقد مشروعیت است. مجادلات بزرگ درباره کنترل سیاسی بازار، مشخص ترین بحث در مورد خدمات و کالاهای اشتراکی بوده است. امروزه از بین رفتن شهر سوسیالیستی و اضمحلال و زوال شهر کینزی یک واقعیت است، در این هزاره ما با فرآیند تغییر اساسی در سازماندهی اشتراکی شهر مواجه شده ایم.

جامعه مدنی از تثبیت مجموعه قانونها و رویه ها در فضای اشتراکی شهر نشأت گرفته است. نخستین شهرها اجتماعات محدود شده ای بوده اند و عقیده سعادت عمومی یا نظم شهری به آرامی بسط یافته است. به نظر می رسد که همیشه وابستگی های گروهی و خانوادگی قادر به تضعیف عقیده سعادت عمومی است. امروزه بین سیاست های رسمی و بازار، علاقه بسیار زیادی به جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی و تمام گروه های ذینفع وجود دارد. جامعه مدنی بین بازار و دولت عمل می کند. زوال دولت کینزی و سوسیالیستی، منجر به تضعیف وابستگی به دولت شده، در حالی که دیدگاه های حاکم بر بازار، موجب بی عدالتی ها و نابرابری هایی در پیامدهای فضایی و اجتماعی شده اند. تعدادی از اندیشمندان بر اشکال مثبت جامعه مدنی تاکید کرده اند. برای نمونه رابرت پوتنم در سال ۲۰۰۰ عقیده سرمایه اجتماعی را برای اشاره به توانایی های جامعه مدنی به منظور فراتر رفتن از پیوندهای گروهی و خانوادگی به کار برده است. جان فریدمن هم درباره ارتباطات بین جامعه مدنی و برنامه ریزی شهری، مطالبی تالیف کرده است (1998 ,Friedmann).

در حالی که جامعه مدنی مبحث بسیار مهمی است، باید بسیار مراقب باشیم تا آن را به عنوان یک نوشدارو به کار نبریم. جامعه مدنی شامل باشگاه های کوکلا کس کلن و میشیگان میلیتیا و همچنین باشگاه های شطرنج و گروه های اجتماعی است. افزون بر این، زیربنای بسیاری از مباحث درباره دولت و جامعه مدنی، عقیده پلیس یونانی است، که اجتماعی متجانس و همگن و کوچک بوده است. با این وجود، شهر معاصر همیشه برای مفاهیم دموکراسی به علت ناهمگنی فزاینده، حومه نشینی و پراکندگی حکومت های شهری که اجتماع شهری را تضعیف کرده، مشکل آفرین بوده است. پلیس یونانی، کوچک، واحد و یکپارچه است. بر عکس شهر معاصر، پراکندگی مادرشهری است که مرکز را است. از پیرامون، شهرها را از حومه ها، سفید پوستان را از سیاه پوستان و ثروتمندان را از فقرا مجزا کرده است.

سال ها قبل کنیت گالبرایت (۱۹۵۸) از نابرابری و اختلاف رو به رشد بین ثروتمندان خصوصی و فقیران عمومی، سخن به میان آورد. در بسیاری از شهرهای سراسر دنیا، نابرابری و بی عدالتی افزایش یافته است. همانطور که شهرها قطعه قطعه می شوند، از نظر معماری به اجتماعها محدود شده و از نظر سیاسی به حومه های انحصاری تبدیل می شوند، اساسا این مسئله موجب بروز معضلات شهری و مجموعه عمده ای از حاشیه های اجتماعی در شهرها می شود، به گونه ای که این موضوع زمینه شکل گیری ساختار یکپارچه و گسترده تر شهر را از بین می برد. این مسئله به صورت فعالانه به وجود آورنده محلات حومه شهری است، که به یک معضل عمومی برای شهر تبدیل اما این مسئله، تنها یک معضل شهری نیست.

شهر مملو و آکنده از پارادوکس و تناقض است: ثروتمند و فقیر، تعهدات شهری و فردی و وظایف عمومی و اقدامات خصوصی در شهر های کلاسیک یونان حدود ۲ / ۵ میلیون سال قبل )ثروت عمومی با فقر خصوصی ترکیب شده، الزامات شهری، اقدامات خصوصی را محدود کرده و مکان بازار بر پوستشگاه ها و آگورا تسلط نداشته است. ویژگی بارز شهر معاصر، قدرت بازار بسا پلیس و معبد، ثروت خصوصی (مربوط به اقلینی) به موازات ففر عمومی و ارزش گذاری حقوق های فردی بر الزامات و تعهدات شهری است. جالب خواهد بود تا تعادل در حال تغییر این موازنه شهری | را در آینده بررسی کنیم ، شهر در این تکامل دارای جایگاه بسیار مهم و محوری خواهد بود و نظم اجتماعی را مورد اعتراض قرار خواهد داد.

یادداشتی برای خوانندگان نکته سنج

پیش نویس نهایی این کتاب به دو نفر از منتقدان متخصص در این زمینه تقدیم شد. هر کدام از آنها اسامی بسیار زیادی را مطرح کرده با این استدلال که در کتاب به آنها اشاره نشده است. دو منتقد اسامی مختلفی را ذکر کرده بودند. یکی از منتقدان تاکید کرده بود که به یک دانشمند توجه زیادی شده، در حالی که احساس دیگری بر آن بود که همان دانشمند نادیده گرفته شده است. هدف طرح این موضوع ذکر این نکته است که کتاب جزئی ؛ و بیانگر دیدگاه ها و تجربیات شخصی من است تحقیقاتم مبتنی بر مطالعات شهری در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا است. تا حد امکان تلاش کرده ام که به دور از جانبداری و اغراض، بحث هایم را مطرح کنم، اما باید اعتراف کنم که این کتاب نهی از جانبداری نیست.

سر انجام مطالعات و پژوهش های شهری همراه با سایر رشته های دانشگاهی به شدت به سمت جانبداری از غرب گرایش دارند. توسعه نابرابری در مورد فهممان نسبت به جهان وجود دارد در حقیقت من از این واقعیت آگاهم و در مورد مشکلات ناشی از تسلط انگلیسی به عنوان وسیله ارتباطی دانشگاهی (2001 ,Short et al) و همچنین در مورد به حاشیه رانده شدگان كل مناطق جهان با وجود گفتمان های جهانی شدن، نوشته ام (2002 ,Grant and Short) در حالی که به دنبال گسترش افق دیدگاه ها هم در این کتاب هستم، از جانبداری دیدگاه هایم به سمت شهر مای ترو نمیادہ تر غرب بیم دارم.

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*